بررسی وضعیت پیاده سازی مدیریت دانش در مرکز اسناد انقلاب اسلامی بر اساس مدل بکوویتز و ویلیامز

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 کتابدار کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی

2 دانشگاه بین المللی امام رضا (ع)

10.22055/slis.2020.25714.1482

چکیده

هدف: عصر حاضر، عصر تغییر و تحول سریع دانش است و سازمان‌ها به‌منظور بقاء، باید پیوسته برای جمع‌آوری داده‌های مناسب از محیط خارجی و داخلی و تبدیل آن‌ها به دانش اقدام کنند. در چنین شرایطی، دانش که یک دارایی و منبع ارزشمند راهبردی به شمار می‌رود، جایگزین سرمایه و انرژی شده است و به موقعیتی استوار برای ادامه حیات در سازمان‌های پویا و نوآور تبدیل‌شده و رمز موفقیت سازمان‌ها در عرصه رقابت جهانی محسوب می‌شود. در این میان، یکی از ابزارهایی که می‌تواند سازمان‌ها را در تأمین این اهداف یاری کند، مدیریت دانش است. به‌بیان‌دیگر مدیریت دانش بهترین راه‌حل‌ها را جهت گسترش، پرورش و بهره‌برداری از دانش فردی و تبدیل آن به دانش سازمانی فراهم می‌کند، همچنین به افراد کمک می‌کند تا این دانش سازمانی را به اشتراک گذاشته و به‌گونه‌ای بکار گیرند که منجر به بهبود عملکرد سازمانی شود. لذا با توجه به اهمیت موضوع در سازمان‌های بزرگ وجود سیستم مدیریت دانش امری حیاتی است. از این رو این پژوهش باهدف تعیین وضعیت پیاده‌سازی مدیریت دانش در مرکز اسناد انقلاب اسلامی انجام‌شده است.
روش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی است که به روش پیمایشی با رویکرد توصیفی انجام‌شده است. جامعه پژوهش را کلیه مدیران و کارشناسان مرکز اسناد انقلاب اسلامی تشکیل داده‌اند (80 نفر) که به علت محدودیت جامعه نمونه‌گیری صورت نگرفت. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه تشخیص مدیریت دانش بوکوویتز و ویلیام 1999 (Moghimi,1390) بود که روایی صوری آن با کسب نظر از اساتید مجرب تایید و به منظور پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ (82/0) استفاده شد. داده‌های گردآوری‌شده در دو سطح  توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم‌افزار SPSS مورد تجزیه‌وتحلیل قرارگرفته است.
یافته ها: مشخص گردید که از دیدگاه جامعه موردمطالعه وضعیت میانگین ابعاد هفت‌گانه پیاده‌سازی مدیریت دانش شامل یافتن دانش در حد زیاد (824/3 از 5)، به‌کارگیری دانش در حد زیاد (796/3)، یادگیری دانش در حد زیاد (848/3)، تسهیم دانش در حد زیاد ( 716/3)، ارزیابی دانش در حد زیاد ( 830/3)، ایجاد و نگهداری دانش در حد زیاد (808/3)و مرحله حذف دانش در حد زیاد (829/3)، می‌باشد. درمجموع نیز میانگین به‌دست‌آمده از مراحل مختلف در پیاده‌سازی دانش در حد زیاد ( 807/3) ارزیابی شد. همچنین یافته‌ها نشان داد که بین دیدگاه مدیران و کارشناسان مرکز اسناد انقلاب اسلامی درباره نقش مدیریت دانش بر توسعه خدمات و کارایی و همچنین درباره عناصر پیاده‌سازی مدیریت دانش تفاوت معناداری وجود دارد.
نتیجه گیری:  نتایج نشان داد که عوامل یافتن، به‌کارگیری، یادگیری، تسهیم، ارزیابی، ایجاد/نگهداری و حذف دانش در پیاده‌سازی مدیریت دانش تأثیرگذار هستند. نتایج نشان داد که وضعیت مدیریت دانش بر اساس  این مدل در مرکز اسناد انقلاب اسلامی تهران بالاتر از حد متوسط می‌باشد و در وضعیت مناسبی می‌باشد. این امر نشان‌دهنده توجه مدیران و کارشناسان نسبت به اهمیت و ارزش دانش و اشتراک آن و نشان‌دهنده توجه به برنامه‌های مدیریت دانش می‌باشد. در میان عوامل هفتگانه مورد بررسی، میانگین عامل یادگیری دانش بیشتر از سایر عوامل بوده است. همچنین، از میان سایر عوامل، عامل تسهیم دانش که مرکز ثقل برنامه‌های مدیریت دانش است اگرچه در وضعیت نسبتاً مناسبی است لیکن نسبت به سایر عوامل کمترین میانگین را به خود اختصاص داده است. لذا توجه بیشتر مدیران به فرهنگ‌سازی در این زمینه از طریق مشوق‌هاى مادى(افزایش حقوق،ترفیع شغلى) و غیرمادی(تشویق،احترام) و پشتیبانی مدیریت از اشتراک دانش باعث تقویت این عامل در مرکز اسناد انقلاب اسلامی تهران می‌شود. به عبارت دیگر، اگر الگوهای فرهنگی موجود مناسب نباشد، علی‌رغم تلاش و نیت خیر افراد برای تسهیم دانش، دانشی که انتقال می‌یابد بسیار ناچیز خواهد بود از سویی دیگر یافته‌های پژوهش حاضر حاکی از آن بود که  با توجه‌ به‌ اهمیت روزافزون دانش در سازمان‌هایى همچون مراکز اسناد، مدیریت دانش ابزارى بسیار سودمند براى بهره‌مندى از مزایاى آن خواهد بود. اگر کارکنان و مدیران به عنوان سرمایه انسانی به این باور برسند که پیاده سازی مدیریت دانش در انجام موثر وظایف به حفظ و نگهداری شغل، توسعه شخصی و پیشرفت شغلی آنها کمک کرده و همچنین استفاده از ابزارهای نوین وفرایندهای دانش به عنوان سرمایه ساختاری، ارتقای سرمایه فکری به یک واقعیت تبدیل خواهد شد. مرکز اسناد انقلاب اسلامی تهران با استفاده از برنامه‌هاى مدیریت دانش مـى‌توانند از‌ دانـش کتابداران و کارشناسان، اطلاعات و دانش موجود در مخازن سازمانى بهترین سود را ببرند، ارائه خدمات خـود را بـهبود داده و نیازهاى اطلاعاتى محققین و کاربران خود را بـهتر برآورده سازند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

A Review of the Status of Knowledge Management Implementation at the Center for Islamic Revolution Documents Based on the Beckowitz and Williams Model

نویسندگان [English]

  • jalal qasemian 1
  • Iraj Radad 2
1 Central Library Librarian Astan Quds Razavi
2 Imam Reza International University
چکیده [English]

Purpose: The present age is the age of rapid change of knowledge and organizations, in order to survive, must continuously collect appropriate data from external and internal environment and convert them to knowledge. Under such circumstances, knowledge, a valuable asset and strategic resource, has replaced capital and energy, and is a staple for sustaining life in dynamic and innovative organizations, and is the key to the success of organizations in global competition. Knowledge management is one of the tools that can help organizations achieve these goals. In addition, knowledge management provides the best solutions for developing, nurturing and utilizing personal knowledge and transforming it into organizational knowledge, as well as helping people to share and apply this organizational knowledge to improve organizational performance. Therefore, given the importance of the issue in large organizations, the existence of a knowledge management system is crucial. Therefore, this study was conducted to determine the status of knowledge management implementation in the Islamic Revolution Documentation Center.

Methodology: The purpose of this study is an applied one that is a descriptive survey. The research population consisted of all managers and experts of the Islamic Revolution Documentation Center (80 people) who were not selected due to the limitations of the sampling population. The data gathering tool was Bucowitz & William 1999 Knowledge Management Questionnaire (Moghimi, 2011). Its face validity was confirmed by expert opinion and Cronbach's alpha coefficient (0.82) was used for its reliability. Data were analyzed by SPSS software using descriptive and inferential statistics.

Results: Findings showed that the mean score of seven dimensions of knowledge management implementation including high level knowledge (3.824 out of 5), high knowledge utilization (3.796), high learning knowledge (8.48), 3) High knowledge sharing (3.716), High knowledge sharing (3.830), High knowledge creation (3.808) and High knowledge removal (3.829), is. Overall, the mean obtained from the various stages in knowledge implementation was highly evaluated (3.807). The findings also showed that there is a significant difference between the managers 'and experts' viewpoints about the role of knowledge management on the development of services and efficiency as well as on the elements of knowledge management implementation.
Conclusion: The results showed that the factors of finding, applying, learning, sharing, evaluating, creating / maintaining and deleting knowledge influence the implementation of knowledge management. The results showed that the knowledge management status based on this model is above average in the Tehran Islamic Revolutionary Documentation Center and is in good condition. This reflects the attention of managers and experts to the importance and value of knowledge and its sharing and the attention to knowledge management programs. Among the seven factors studied, the mean of knowledge learning was higher than other factors. Also, among other factors, the knowledge sharing factor, which is the center of gravity of KM programs, although in a relatively good condition, but has the lowest average of all other factors. Therefore, increasing managers' attention to culture in this area through material incentives (salary increases, job promotion) and non-material incentives (encouragement, respect) and support for knowledge sharing management reinforces this factor in the Islamic Revolutionary Documents Center of Tehran. In other words, if existing cultural patterns are not appropriate, in spite of the efforts and goodwill of individuals to share knowledge, the knowledge that is transferred will be very low. On the other hand, the findings of the present study indicate that given the increasing importance of knowledge in organizations such as centers. Documents, knowledge management, will be a very useful tool to take advantage of it. If employees and managers as human capital believe that the implementation of KM helps to effectively maintain and maintain jobs, personal development and career development, as well as the use of new tools and knowledge processes as structural capital, capital enhancement Thought will become a reality. The Islamic Revolution Documentation Center of Tehran can make the best use of the knowledge of librarians and experts, the information and knowledge available in the organizational repositories, improve its service delivery and meet the information needs of its researchers and users.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Knowledge Management
  • Beckowitz & Williams Model
  • Managers & Experts
  • implementation
  • Islamic Revolution Documentation Center