دوره و شماره: دوره 9، شماره 1 - شماره پیاپی 19، بهار 1396 
علمی پژوهشی

نقش مستندسازی در مدیریت دانش سازمانی: مطالعه موردی پژوهشکده سامانه های ماهواره

صفحه 3-20

https://doi.org/10.22055/slis.2017.12076

فاطمه نویدی، نصرت ریاحی نیا

چکیده زمینه و هدف.کارکنان یک سازمان به عنوان مهم‌ترین سرمایه‌های سازمان به شمار می‌آیند که در طول خدمت خود در سازمان کوله‌باری از تجارب، مهارت‌ها و دانش فنی را کسب می‌کنند. اگر این مهارت‌ها و دانش فنی مستند نشود، با قطع همکاری این افراد از سازمان، این دانش فنی از بین می‌رود. بنابراین، به منظور حفظ این دانش ارزشمند، پرهیز از دوباره‌کاری، اجتناب از تکرار اشتباهات گذشته و انتقال تجارب به کارکنان تازه‌وارد، مستندسازی یک ضرورت به‌شمار می‌آید. بر این اساس مطالعه حاضر به بررسی نقش مستندسازی در مدیریت دانش سازمانی به عنوان ابزاری ضروری برای اشتراک‌گذاری تجارب می‌پردازد.
روش. این پژوهش از انواع پژوهش توسعه‌ای کاربردی با رویکرد کیفی است که به روش تحلیل مضمون صورت گرفته است. ابزار به کار گرفته شده، مصاحبه نیمه ساختاریافته است و جامعه مورد مطالعه، 18 نفر از پژوهشگران شاغل در پروژه‌های پژوهشکده سامانه‌های ماهواره وابسته به سازمان فضایی ایران می‌باشند.
یافته‌ها. دانشی که در پروژه‌ها جریان دارد ترکیبی از دانش چرایی، چه چیزی، چه کسی و چگونگی است که سهم بیشتری از این دانش‌ها از نظر ماهیت، دانش ضمنی است که بخش زیادی از این دانش در اسناد پروژه‌ها منعکس نمی‌شود.
نتیجه‌گیری. با توجه به ضرورت مستندسازی در انتقال دانش و نقش مهم آن در مدیریت دانش باید اقداماتی برای فرهنگ سازی تسهیم دانش در پژوهشکده صورت گیرد. از جمله برگزاری سمینارهایی برای آشنایی کارشناسان و مدیران برای ضرورت حفظ و انتقال دانش، آموزش مستندسازی و گزارش‌نویسی فنی، توجه به حقوق مالکیت فکری نویسندگان و افزایش جو اعتماد در پژوهشکده.

علمی پژوهشی

بررسی مقایسه‌ای زیرساخت‌های اشتراک دانش از دیدگاه اعضای هیأت علمی و دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شهید چمران اهواز

صفحه 21-38

https://doi.org/10.22055/slis.2017.17655.1211

سمیرا سلیمان پور، عبدالحسین فرج پهلو، حسین دهداری راد

چکیده هدف: هدف تحقیق حاضر عبارت است از بررسی زیرساخت‌های اشتراک دانش در دانشگاه شهید چمران اهواز از دیدگاه جامعه علمی این دانشگاه یعنی اعضای هیأت علمی و دانشجویان تحصیلات تکمیلی.
روش‌شناسی:. تحقیق حاضر از نوع توصیفی بود که به روش پیمایشی صورت گرفت. جامعه تحقیق را کلیه اساتید دانشگاه شهید چمران که در مجموع 535 نفر می‌باشند، و دانشجویان تحصیلات تکمیلی این دانشگاه به تعداد 6000 نفر تشکیل می‌داد. انتخاب جامعه نمونه با روش تصادفی طبقه‌ای به تفکیک جنسیت و دانشکده صورت گرفت و تعداد آن با استفاده از جــدول گرجسی - مورگان مشخص شد. بر این اساس، جمعیت نمونه برای اعضای هیأت علمی برابر با 225 نفر و برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی 361 نفر بود. به منظور بررسی وضعیت زیرساخت‌های موجود با ساخت مقیاسی از نوع لیکرت، و با استفاده از طیف پنج گزینه‌ای یعنی از 1 تا 5 بر مبنای یافته‌های پژوهش پورسراجیان، اولیاء و سلطانی علی‌آبادی (1392) و پرسشنامه‌ی سلیمان‌پور (1394) تدوین شد که داده‌های لازم به وسیله آن گردآوری شد.
برای قضاوت در مورد مطلوبیت زیرساخت‌های موجود بر اساس طیف بازرگان و همکاران (1386) عمل شد که مطابق این طیف از 1 تا 33/2 را نامطلوب، از 34/2 تا 67/3 را نسبتاً مطلوب و از 68/3 تا 5 را مطلوب ارزیابی می‌کنند.

علمی پژوهشی

بررسی عوامل مؤثر بر تسهیم دانش کتابداران و ارائه مدل پیش بینی رفتار آنها (مطالعه موردی: کتابخانه های عمومی استان فارس)

صفحه 39-60

https://doi.org/10.22055/slis.2017.11644

علی بیرانوند، احمد شعبانی، مرتضی محمدی استانی

چکیده هدف: هدف مقاله حاضر بررسی عوامل مؤثر بر تسهیم دانش در میان کتابداران کتابخانه­های عمومی استان فارس بر اساس تلفیقی از مدل­های تبادل اجتماعی و پذیرش فناوری اطلاعات و تبیین مدل پیش­بینی رفتار آنها است. روش: روش پژوهش از نوع کاربردی و ابزار گردآوری داده­ها پرسشنامه است. جهت تعیین روایی از روایی محتوایی و به منظور تجزیه و تحلیل داده­ها از نرم­افزار لیزرل استفاده شد. جامعه ‌آماری پژوهش، کتابداران شاغل در کتابخانه‌های عمومی استان فارس ­می­باشند که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی-طبقه­ای، 180 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده­اند. یافته‌ها: نتایج نشان داد که اکثر متغیرهای مدل تلفیقی تبادل اجتماعی و پذیرش فناوری اطلاعات بر تسهیم دانش موثرند و دارای رابطه علی بودند. برنامه‌های آموزشی و مشاوره‌ای مختلف و تناسب فناوری- شغل این فرصت را به وجود می­آورد تا یک نوع فناوری بیشتر استفاده شود و عملکرد کتابداران بهبود یابد. وجود اعتماد متقابل میان کتابداران و سازمان و ایجاد تفکر ذهنی مثبت در ذهن کتابداران موجب بهبود ذهنیت آنها نسبت به فعالیت­ها و پیچیدگی­های استفاده از سیستم تسهیم دانش می­شود. نتیجه‌گیری: با توجه به اهمیت تسهیم دانش به عنوان اساسی­ترین کارکرد و مهم­ترین چالش مدیریت­ دانش، ارائه عوامل مؤثر و مدل عِلی پیش­بینی آن امری ضروری قلمداد می‌گردد. 

علمی پژوهشی

به‌کارگیری استاندارد توصیف و دسترسی به منبع (RDA) در عملیاتی سازی مدیریت دانش بر اساس مدل نوناکا و تاکه‌اوچی

صفحه 61-76

https://doi.org/10.22055/slis.2017.12100

فاطمه پازوکی، محسن حاجی زین‌العابدینی

چکیده هدف: این پژوهش با هدف تبیین به کارگیری استاندارد توصیف و دسترسی به منبع (آردی‌اِی) در حوزۀ مدیریت دانش سازمانی انجام شده است. روش: در پژوهش حاضر با توجه به تأکید مشترک مدیریت دانش و رویکردهای نوین سازماندهی بر دانش‌مداری، عناصر مرتبط با سازماندهی توصیفی در مدل «نوناکا و تاکه اوچی» به‌عنوان یکی از پرکاربردترین مدل‌های مدیریت دانش در پیوند با استاندارد توصیف و دسترسی به منبع (آردی‌اِی) بررسی شده است. همچنین عناصر هسته آردی‌اِی، برای بهره‌گیری در چرخه مدیریت دانش سازمانی پیشنهاد شده است. یافته‌ها: نتایج این مطالعه نشان داد که مفهوم سازماندهی در مدل‌های گوناگون مدیریت دانش نهادینه شده است و با تمرکز بر این موضوع می‌توان جنبه‌ای عینی و عملیاتی به آن بخشید. همچنین به نظر می‌رسد که آردی‌اِی نیز در فرایند مدیریت دانش به یکدست‌سازی، انسجام و در نتیجه بازیابی بهتر اطلاعات سازمانی کمک قابل ‌توجهی ‌بنماید که این امر با تأکید بر به‌کارگیری آردی‌اِی در مخازن دانش سازمانی انجام خواهد شد. 

علمی پژوهشی

ارزیابی ابعاد مدیریت دانش در سازمان با استفاده از تئوری سیستم های خاکستری

صفحه 77-96

https://doi.org/10.22055/slis.2017.11637

محمدحسین رونقی، کامران فیضی، امین اسدپور

چکیده دانش نقش حیاتی در دنبال کردن اهداف سازمان ها ایفا میکند. مدیریت دانش در سازمان ها تبدیل به یک مزیت رقابتی شده است. در ارتباط با پدیده هایی که کاملا عینی نیستند استفاده از روش های کمّی دقیق، خطا پذیر است. یکی از روش های ارزیابی و تصمیم گیری غیر قطعی پدیده ها، استفاده از تئوری سیستم های خاکستری است. بر اساس این تئوری بوسیله بازه ها و مقادیر خاکستری نتایج نزدیک به واقعیت حاصل می شود. پژوهش پیش رو از نوع توصیفی پیمایشی است. هدف این پژوهش چگونگی ارزیابی فرایندها و اجزای مدیریت دانش در یک سازمان بوسیله مقادیر غیر قطعی خاکستری می باشد. جهت شفاف سازی راهکار پژوهش، شرکت همکاران سیستم جهت مطالعه موردی انتخاب شده است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان و مدیران شرکت مورد مطالعه می باشد. تعداد 280 نفر بر اساس روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. بوسیله پرسشنامه هفت بعد مدیریت دانش در یک سازمان شامل: راهبرد، ساختار، افراد-نقشها، فناوری – سیستم های اطلاعاتی، ایجاد دانش، انتقال دانش و دسترسی به دانش بر اساس نظر خبرگان انتخاب و توسط تئوری سیستم های خاکستری مورد ارزیابی قرار گرفتند. از مهم ترین نتایج پژوهش چگونگی کاربرد روش غیر قطعی تئوری خاکستری در ارزیابی مدیریت دانش یک سازمان است همچنین از دیگر نتایج حاصله می توان به فاصله نسبی بین وضعیت موجود و مطلوب در دو بعد از مدیریت دانش یعنی انتقال دانش و کارکنان در سازمان مورد مطالعه اشاره کرد.

علمی پژوهشی

رابطه بین مدیریت دانش شخصی و عملکرد شغلی حسابداران

صفحه 97-116

https://doi.org/10.22055/slis.2017.14159.1106

مهدی مرادی، زکیه مرندی، ایمان محسنی

چکیده هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه بین مدیریت دانش شخصی و عملکرد شغلی حسابداران سعی دارد نقش و میزان تاثیرگذاری مدیریت دانش شخصی را بر روی عملکرد شغلی حسابداران سازمانهای مختلف بررسی نماید. روش: این پژوهش از نوع مطالعات توصیفی و همبستگی است. جامعه آماری آن شامل دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد رشته حسابداری دانشگاه های سطح شهر مشهد و گروه نمونه حاوی تعداد 208نفر بود و برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه خودارزیابی مدیریت دانش شخصی دورسی ، پرسشنامه محقق ساخته عملکرد زمینه ای و وظیفه ای حسابداران استفاده شد. همچنین به جهت آزمون فرضیه ها از آزمون همبستگی و رگرسیون خطی با استفاده از نرم افزار  spss نسخه 16 بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج مطالعه حاکی از آن است که بین مهارت مدیریت دانش شخصی و دو بعد عملکرد شغلی وظیفه ای و زمینه ای حسابداران ارتباط مثبت و معنادار وجود دارد. نتیجه گیری: از نتایج حاصل شده چنین استنباط می شود که تلاش دانشگاه ها و سازمان ها در جهت ارتقای هر چه بیشتر مهارت مدیریت دانش شخصی، گام شایان توجهی در راستای بهبود کیفیت خدمات ارائه دهنده اعضای حرفه حسابداری ایفا می نماید.