دوره و شماره: دوره 12، شماره 3 - شماره پیاپی 33، پاییز 1399 
علمی پژوهشی کتابخانه های عمومی

مدل‌یابی ساختاری رابطه سواد اطلاعاتی بر انگیزه پیشرفت تحصیلی با میانجی‌گری خودکارآمدی تحصیلی در دانشجویان کارشناسی پرستاری دانشگاه علوم پزشکی ایلام

صفحه 1-16

https://doi.org/10.22055/slis.2020.32552.1697

پروین نجف پور مقدم، زینب محمدی، افسانه ریسی فر

چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه علی سواد اطلاعاتی و انگیزه پیشرفت تحصیلی از طریق خودکارآمدی تحصیلی در دانشجویان کارشناسی پرستاری دانشگاه علوم پزشکی ایلام انجام شده است.. روش ­شناسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش پیمایشی است. جامعه آماری تمامی دانشجویان کارشناسی دانشکده پرستاری ایلام در سال تحصیلی 97-98 است که تعداد 300 نفر می‌باشند. از این تعداد بر اساس جدول کرجسی- مورگان، تعداد 170 نفر به عنوان نمونه به روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند. پس از حذف پرسشنامه‌های ناقص تعداد 147 پرسشنامه مورد تأیید و تحلیل قرار گرفت. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌های سواد اطلاعاتی خلیل دزفولی (1397)، خودکارآمدی تحصیلی اوون و فرامن (1988) و مقیاس انگیزه پیشرفت هرمنس (1977) بود. یافته­ ها: یافته‌ها نشان داد تمامی مسیرهای مستقیم رابطه سواد اطلاعاتی با انگیزه پیشرفت تحصیلی، رابطه سواد اطلاعاتی با خودکارآمدی تحصیلی و رابطه خودکارآمدی تحصیلی با انگیزه پیشرفت تحصیلی معنی‎‌دار و مثبت است. علاوه‌براین، نتیجه آزمون فرضیه غیر مستقیم نیز نشان داد که سواد اطلاعاتی از طریق خودکارآمدی تحصیلی بر انگیزه پیشرفت تحصیلی دانشجویان مورد مطالعه تأثیر گذار است. نتیجه ­گیری: سواد اطلاعاتی مهارت‌ مهمی است که در جامعه اطلاعاتی به عنوان ابزار توانمندی افراد عنوان شده است و بر مهارت‌های دیگری از جمله خودکارآمدی تحصیلی و به تبع‌آن انگیزه پیشرفت تحصیلی دانشجویان تأثیر گذار است. دانشجویان پرستاری به دلیل ماهیت شغلی که در آینده به‌دست خواهند آورد نیاز است مهارت سواد اطلاعاتی را کسب کنند تا از طریق این مهارت حس اعتماد به‌نفس آنان تقویت شود و انگیزه پیشرفت در وجود آنان افزایش تا در آینده پرستارانی موفق در جامعه داشته باشیم.

علمی پژوهشی کتابخانه های عمومی

بررسی رابطه رضایت شغلی با سلامت روانی کارمندان‌ زن کتابخانه‌های عمومی استان همدان

صفحه 17-29

https://doi.org/10.22055/slis.2020.21921.1338

علیرضا عقیقی، نرگس زمانی

چکیده هدف: نقش بی بدیل نیروی انسانی به‌عنوان مهمترین منبع سازمان‌های امروزی در خلق ارزش و بالطبع رضایت ذینفعان سازمان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه رضایت شغلی با سلامت روانی کارمندان زن کتابخانه‌های عمومی استان همدان انجام گردید. روش­شناسی: این پژوهش، کاربردی و به صورت همبستگی روی 187 نفر از کارمندان کتابخانه‌های عمومی استان همدان و به شیوه سرشماری انجام شد. ابزار‌های جمع‌آوری اطلاعات شامل پرسشنامه‌های رضایت شغلی وار و همکاران  (1979) و سلامت روانی گلدبرگ و همکاران  (1979) بودند. داده‌ها با استفاده از نسخه 21 نرم افزار SPSS، تحلیل و فرضیه‌های تحقیق به وسیله آزمون‌های ماتریس همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام بررسی شدند. یافته­ها: نتایج این تحقیق نشان داد بین رضایت شغلی و خرده مقیاس‌های آن با مشکلات روانی رابطه معکوس وجود دارد. بنابراین با اهمیت دادن به رضایت شغلی و تفاوت‌های فردی کارمندان در محیط کار می‌توان سلامت روانی آنها را بهبود داده و به رشد و توسعه جامعه کمک نمود. نتیجه­گیری: موضوع سلامت روانی و همبسته‌های آن در کارکنان ادارات و سازمان‌ها، یکی از اهداف مهم مدیران و پژوهشگران جهت بهبود سلامت جامعه و افزایش بهره‌وری است. ارزش این مقاله به ارائه پیشنهادات کاربردی در راستای ارتقای سلامت روانی کارکنان ادارات و سازمان‌هاست.

علمی پژوهشی

همبستگی ذهنیت فلسفی پژوهشگران با دقت آنان در بازیابی اطلاعات از پایگاه‌های اطلاعاتی علمی

صفحه 30-50

https://doi.org/10.22055/slis.2018.27285.1530

شهرام عبدی آذر، نجلا حریری، فاطمه نوشین فرد

چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی همبستگی میان ذهنیت فلسفی و دقت بازیابی جامعه آماری از پایگاه­های اطلاعاتی علمی مورد مطالعه است.
روش ­شناسی: روش پژوهش نیمه تجربی و کاربردی است. جامعه پژوهش شامل 42 پژوهشگر در رشته­های مختلف علوم در شهر تهران بود که به روش نمونه­گیری هدفمند انتخاب شده بودند. برای سنجش وضعیت ذهنیت فلسفی کاربران از پرسشنامه استاندارد سلطانی (1375) در این پژوهش آلفای کرونباخ برای پرسشنامه­ی ذهنیت فلسفی 91/0 بود. از آزمودنی­ها خواسته شد تا بر اساس نیاز اطلاعاتی واقعی خود، کلیدواژه­ی مورد نظر خود را پایگاه­های اطلاعاتی علمی مورد مطالعه جستجو کنند و مدارک مرتبط و تاحدودی مرتبط را در هریک از صفحات نتایج بازیابی مشخص کنند. برای اندازه گیری دقت بازیابی از فرمول دقت یا مانعیت استفاده شد.
یافته ­ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد دقت بازیابی کاربران مشابه یکدیگر نبود و کاربران با وضعیت ذهنیت فلسفی خوب مدارک مرتبط بیشتری را نسبت به سایر کاربران بازیابی کردند. در حالت کلی، بین میزان ذهنیت فلسفی افراد با دقت پژوهشگران در بازیابی اطلاعات از پایگاه­های اطلاعاتی علمی مورد مطالعه همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد. از ویژگی­های جمعیت­شناختی کاربران جنسیت، سن، وضعیت تأهل، نوع شغل و آخرین مدرک تحصیلی با میزان دقت بازیابی بالا و ذهنیت فلسفی آن ها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
نتیجه­ گیری: با رشد ذهنیت فلسفی پژوهشگران، آن­ها دقت بیشتری در بازیابی اطلاعات از پایگاه­های اطلاعاتی مورد مطالعه از خود نشان می دهند.

علمی پژوهشی

نقش جنبه‌های عاطفی در عملکرد جستجو و بازیابی اطلاعات از وب: مطالعه موردی دانشجویان دکتری حوزه‌های مختلف علوم انسانی، پایه و فنی مهندسی

صفحه 51-70

https://doi.org/10.22055/slis.2018.24932.1449

مرضیه یاری زنگنه

چکیده هدف: پژوهش حاضر باهدف تأثیر جنبه‌های عاطفی بر عملکرد بازیابی اطلاعات از وب در میان دانشجویان دکتری انجام شد
روش پژوهش: پژوهش از نوع پیمایشی به روش نیمه تجربی انجام ونمونه آماری جامعه پژوهش، شامل 50 دانشجو بود که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدندگردآوری داده‌ها با استــفاده از تحلیل لاگ و مقیاس عواطف مثبت و منفی) پاناس(صورت گرفت
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد میانگین عواطف مثبت در همه حوزه‌های گوناگون علوم پس از انجام جستجو نسبت به‌پیش از جستجو افزایش‌یافته و میان جنبه‌های عاطفی مثبت و منفی و تجربه جستجوی کاربران رابطه معناداری وجود دارد. نتایج بررسی رابطه بین جنبه‌های عاطفی و عملکرد جستجو نشان داد هراندازه مقدار عاطفه مثبت پیش از جستجو بیشتر باشد مقدار متغیرهای صفحات نتایج جستجو، متوسط زمان نرخ پرش صفحه، مدت‌زمان بازدید نتایج جستجو، صفحات گوگل و پرس‌وجوهای منحصربه‌فرد کاهش‌ و متوسط زمان بازدید سایت و نشانی‌های اینترنتی افزایش می‌یابند.
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج پژوهش و تأثیر جنبه‌های عاطفی بر عملکرد جستجوی کاربران توجه به عواطف کاربران می‌تواند راه‌حل مناسبی درجهت کارآمدی سامانه‌های بازیابی محیط‌های جدید پیش روی طراحان این سامانه‌ها قرار دهد.

علمی پژوهشی

تبیین الگوی ارزیابی شایستگی کتابخانه های دانشگاهی و تاثیر آن در بهسازی عملکرد کتابخانه ها

صفحه 71-95

https://doi.org/10.22055/slis.2019.27678.1544

صفیه طهماسبی لیمونی، فروزان طبیبیان

چکیده چکیده:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین و طراحی الگوی شایستگی کتابخانه های دانشگاهی و تاثیر آن بر بهسازی عملکرد کتابخانه ها صورت گرفته است.
روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده ها، پیمایشی-تحلیلی و از نوع تحلیل، همبستگی است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه شایستگی کتابخانه ها و پرسشنامه کیفیت خدمات استفاده شد. جهت سنجش روایی پرسشنامه ها، از متخصصان موضوعی و به منظور بررسی پایایی، ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. جامعه آماری مورد مطالعه شامل تمام کتابداران کتابخانه های مرکزی دانشگاه های آزاد اسلامی استان مازندران به تعداد 43 نفر و روش نمونه گیری از نوع سرشماری بوده است . تجزیه و تحلیل داده های پژوهش با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری مبتنی توسط نرم افزار Smart -PLS انجام شده است.
یافته‌ها: تاثیرالگوی شایستگی در بهسازی عملکرد کتابخانه های مورد بررسی مثبت و معنادار می‌باشد چراکه مقدار آماره تی برای معناداری ضریب رگرسیونی این متغیر برابر با 096/17 و بزرگ تر از مقدار بحرانی 96/1 است (سطح معنی داری برابر با 001/0 و کمتر از 05/0 است).
نتیجه‌گیری: بهسازی عملکرد کتابخانه ها تحت تاثیر الگوی ارزیابی شایستگی آنها قابل تبیین است به طوری که با افزایش سطح شایستگی در تمامی ابعاد، علمکرد کتابخانه ها و در نتیجه کیفیت خدمات آنها بهبود می‌یابد.

علمی پژوهشی مدیریت دانش

بررسی وضعیت پیاده سازی مدیریت دانش در مرکز اسناد انقلاب اسلامی بر اساس مدل بکوویتز و ویلیامز

صفحه 96-114

https://doi.org/10.22055/slis.2020.25714.1482

جلال قاسمیان، ایرج رداد

چکیده هدف: عصر حاضر، عصر تغییر و تحول سریع دانش است و سازمان‌ها به‌منظور بقاء، باید پیوسته برای جمع‌آوری داده‌های مناسب از محیط خارجی و داخلی و تبدیل آن‌ها به دانش اقدام کنند. در چنین شرایطی، دانش که یک دارایی و منبع ارزشمند راهبردی به شمار می‌رود، جایگزین سرمایه و انرژی شده است و به موقعیتی استوار برای ادامه حیات در سازمان‌های پویا و نوآور تبدیل‌شده و رمز موفقیت سازمان‌ها در عرصه رقابت جهانی محسوب می‌شود. در این میان، یکی از ابزارهایی که می‌تواند سازمان‌ها را در تأمین این اهداف یاری کند، مدیریت دانش است. به‌بیان‌دیگر مدیریت دانش بهترین راه‌حل‌ها را جهت گسترش، پرورش و بهره‌برداری از دانش فردی و تبدیل آن به دانش سازمانی فراهم می‌کند، همچنین به افراد کمک می‌کند تا این دانش سازمانی را به اشتراک گذاشته و به‌گونه‌ای بکار گیرند که منجر به بهبود عملکرد سازمانی شود. لذا با توجه به اهمیت موضوع در سازمان‌های بزرگ وجود سیستم مدیریت دانش امری حیاتی است. از این رو این پژوهش باهدف تعیین وضعیت پیاده‌سازی مدیریت دانش در مرکز اسناد انقلاب اسلامی انجام‌شده است.
روش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی است که به روش پیمایشی با رویکرد توصیفی انجام‌شده است. جامعه پژوهش را کلیه مدیران و کارشناسان مرکز اسناد انقلاب اسلامی تشکیل داده‌اند (80 نفر) که به علت محدودیت جامعه نمونه‌گیری صورت نگرفت. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه تشخیص مدیریت دانش بوکوویتز و ویلیام 1999 (Moghimi,1390) بود که روایی صوری آن با کسب نظر از اساتید مجرب تایید و به منظور پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ (82/0) استفاده شد. داده‌های گردآوری‌شده در دو سطح  توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم‌افزار SPSS مورد تجزیه‌وتحلیل قرارگرفته است.
یافته ها: مشخص گردید که از دیدگاه جامعه موردمطالعه وضعیت میانگین ابعاد هفت‌گانه پیاده‌سازی مدیریت دانش شامل یافتن دانش در حد زیاد (824/3 از 5)، به‌کارگیری دانش در حد زیاد (796/3)، یادگیری دانش در حد زیاد (848/3)، تسهیم دانش در حد زیاد ( 716/3)، ارزیابی دانش در حد زیاد ( 830/3)، ایجاد و نگهداری دانش در حد زیاد (808/3)و مرحله حذف دانش در حد زیاد (829/3)، می‌باشد. درمجموع نیز میانگین به‌دست‌آمده از مراحل مختلف در پیاده‌سازی دانش در حد زیاد ( 807/3) ارزیابی شد. همچنین یافته‌ها نشان داد که بین دیدگاه مدیران و کارشناسان مرکز اسناد انقلاب اسلامی درباره نقش مدیریت دانش بر توسعه خدمات و کارایی و همچنین درباره عناصر پیاده‌سازی مدیریت دانش تفاوت معناداری وجود دارد.
نتیجه گیری:  نتایج نشان داد که عوامل یافتن، به‌کارگیری، یادگیری، تسهیم، ارزیابی، ایجاد/نگهداری و حذف دانش در پیاده‌سازی مدیریت دانش تأثیرگذار هستند. نتایج نشان داد که وضعیت مدیریت دانش بر اساس  این مدل در مرکز اسناد انقلاب اسلامی تهران بالاتر از حد متوسط می‌باشد و در وضعیت مناسبی می‌باشد. این امر نشان‌دهنده توجه مدیران و کارشناسان نسبت به اهمیت و ارزش دانش و اشتراک آن و نشان‌دهنده توجه به برنامه‌های مدیریت دانش می‌باشد. در میان عوامل هفتگانه مورد بررسی، میانگین عامل یادگیری دانش بیشتر از سایر عوامل بوده است. همچنین، از میان سایر عوامل، عامل تسهیم دانش که مرکز ثقل برنامه‌های مدیریت دانش است اگرچه در وضعیت نسبتاً مناسبی است لیکن نسبت به سایر عوامل کمترین میانگین را به خود اختصاص داده است. لذا توجه بیشتر مدیران به فرهنگ‌سازی در این زمینه از طریق مشوق‌هاى مادى(افزایش حقوق،ترفیع شغلى) و غیرمادی(تشویق،احترام) و پشتیبانی مدیریت از اشتراک دانش باعث تقویت این عامل در مرکز اسناد انقلاب اسلامی تهران می‌شود. به عبارت دیگر، اگر الگوهای فرهنگی موجود مناسب نباشد، علی‌رغم تلاش و نیت خیر افراد برای تسهیم دانش، دانشی که انتقال می‌یابد بسیار ناچیز خواهد بود از سویی دیگر یافته‌های پژوهش حاضر حاکی از آن بود که  با توجه‌ به‌ اهمیت روزافزون دانش در سازمان‌هایى همچون مراکز اسناد، مدیریت دانش ابزارى بسیار سودمند براى بهره‌مندى از مزایاى آن خواهد بود. اگر کارکنان و مدیران به عنوان سرمایه انسانی به این باور برسند که پیاده سازی مدیریت دانش در انجام موثر وظایف به حفظ و نگهداری شغل، توسعه شخصی و پیشرفت شغلی آنها کمک کرده و همچنین استفاده از ابزارهای نوین وفرایندهای دانش به عنوان سرمایه ساختاری، ارتقای سرمایه فکری به یک واقعیت تبدیل خواهد شد. مرکز اسناد انقلاب اسلامی تهران با استفاده از برنامه‌هاى مدیریت دانش مـى‌توانند از‌ دانـش کتابداران و کارشناسان، اطلاعات و دانش موجود در مخازن سازمانى بهترین سود را ببرند، ارائه خدمات خـود را بـهبود داده و نیازهاى اطلاعاتى محققین و کاربران خود را بـهتر برآورده سازند.

علمی پژوهشی

منظورشناسی: نگاهی بر چیستی، خاستگاه و تحولات نظری، با تأکید بر پیوندهای نظری و کاربردی آن با علم اطلاعات

صفحه 114-145

https://doi.org/10.22055/slis.2017.21489.1324

مرتضی کوکبی، زاهد بیگدلی، علیرضا جلیلی فر، آمنه سادات طاهریان

چکیده هدف: 1) بررسی و معرفی منظورشناسی به‌لحاظ چیستی، خاستگاه و جایگاه نظری؛ 2) ارائه شواهد و مصادیقی در راستای پیوندهای نظری و کاربردی منظورشناسی با علم اطلاعات.
روش‌شناسی: پژوهش حاضر به روش کتابخانه‌ای (سندی)- تحلیلی انجام شد.
یافته‌ها: طبق متون، منظورشناسی شاخه‌ای از نشانه‌شناسی و زبان‌شناسی است که بر روابط بین نشانه‌ها با مفسرانشان و مطالعه معنا در بافت استفاده‌ی زبان تمرکز دارد، حاصل تلاش مشترک فیلسوفان و زبان‌شناسان و نوعی تغییر پارادایم برای پاسخ‌گویی به مسائل غیرقابل حل از سوی پارادایم‌های پیشین است. همچنین برای پیوندهای منظورشناسی با علم اطلاعات در سطح نظری شواهدی چون 1) پیوند بنیادی دو مفهوم معنا و اطلاعات، 2) تنگنای یکسان معنا- علم، 3) نشانه‌شناسی، مبنایی برای مطالعه ماهیت اطلاعات، 4) نقش منظورشناسی در دیدگاه‌ها و نظریات نوین اطلاعات و ارتباط و 5) بافت، عامل مشترک مورد توجه و در سطح کاربردی، مصادیقی چون 1) توسعه وب منظورشناختی، 2) انعکاس منظورشناسی در مطالعه تعاملات اطلاعاتی و 3) راهیابی نظریه ربط منظورشناسی به علم اطلاعات یافت شدند.
نتایج: انتظار می‌رود منظورشناسی مسیرهای نوین پژوهشی برای علم اطلاعات به ویژه در بسترهای تعامل اطلاعات فراهم سازد.