دوره و شماره: دوره 14، شماره 4، زمستان 1401 
علمی پژوهشی

اثربخشی قصه‌خوانی گروهی بر همدلی و نوع‌دوستی دختران پیش‌دبستانی: گزارش یک پژوهش شبه تجربی

صفحه 1-16

https://doi.org/10.22055/slis.2020.31830.1673

حدیث باقریان، امین زارع، محسن گلمحمدیان

چکیده هدف: هدف این پژوهش بررسی تأثیر قصه ­خوانی گروهی بر افزایش همدلی و نوع­ دوستی کودکان پیش ­دبستانی با رویکرد مثبت­ نگر بود.
روش ­شناسی: روش پژوهش حاضر از نوع شبه ­تجربی است که در آن از طرح پیش ­آزمون و پس ­آزمون با گروه کنترل استفاده شده است. جامعه آماری عبارت بود از کلیه دخترانی که در سال تحصیلی 98-99 در مقطع پیش­ دبستانی شهر کرمانشاه. نمونه مورد بررسی از نوع دردسترس بود که شامل 20 کودک که به صورت تصادفی در دو گروه 10 نفره آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ­ها پرسش نامه ­های همدلی بهروتحلیل آیونگ و همکاران (2009) (فرم والدین) و نوع­ دوستی گودمن و همکاران (1997) (فرم والدین) بود.
یافته ­ها: نتایج نشان داد در گروه آزمایش، بین نمرات پس­آزمون در متغیرهای همدلی و نوع­دوستی تفاوت معناداری وجود داشت اما بین نمرات پیش­آزمون-پس­آزمون گروه گواه تفاوت معنادار نبود.
نتیجه ­گیری: با توجه به نتایج به ­دست ­آمده قصه­ خوانی می ­تواند موجب ارتقای حس همدلی و نوع ­دوستی کودکان و همچنین بهبود عملکرد آنان در این زمینه شده که از آن می­توان در فضاهای آموزشی و بالینی به عنوان یک روش آموزشی و در عین حال سرگرم کننده بهره گرفت. قصه­ گویی می­ تواند به عنوان یکی از این شیوه­ های غیرمستقیم ابزار نیرومندی در کلیه روابط انسانی و اجتماعی، آموزش و پرورش و درمان می­باشد و چه بسا داستان­ های با مفاهیم اجتماعی بتوانند به طور موفقیت­ آمیزی برای رفع انواع نیازهای روحی و اجتماعی و برای درک بهتر روابط از جمله روابط همدلانه، کنترل خشم و دیگر مفاهیم مهارت­های اجتماعی و اخلاقی مفید باشند.  

علمی پژوهشی

بازتعریف کسب‌وکار داده‌محور؛ پیش‌نیاز سیاستگذاری در الگوی اقتصاد داده‌محور

صفحه 17-35

https://doi.org/10.22055/slis.2019.28267.1560

مصطفی امینی، نجلا حریری، مجید غیوری، فهیمه باب الحوائجی، سید مهدی طاهری

چکیده هدف: این پژوهش به دنبال مرور تعاریف ارایه شده از کسب و کار داده محور در جهان و ارایه یک تعریف جدید از منظر الگوی اقتصاد داده محور به منظور کمک به سیاستگذاران حوزه های کارآفرینی، اقتصاد دیجیتالی و اکوسیستم دیجیتالی کشور است.
روش : روش این پژوهش یک مطالعه استدلالی-انتقادی است که از روش مروریِ روایی با رویکرد سندی استفاده می کند. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه متون و اسناد مرتبط با کلیدواژه کسب و کار داده محور در بازه زمانی 2000 تا 2018 میلادی بود.
یافته ها: با بررسی تعاریف مندرج در پانزده پژوهش منتخب، هشت اصل برای کسب و کار داده محور احصاء شد و بر اساس این اصول یک تعریف جدید ارایه شد و در نهایت مقایسه این تعریف جدید با تعاریف قبلی، جامعیت و مانعیت بیشتر تعریف ارایه شده را نشان داد.
بحث و نتیجه گیری: با توجه به اهمیت راهبردی داده در اقتصاد دیجیتال کشور، به نظر می رسد ارایه یک تعریف شفاف و منتج از مرور تجارب جهانی از کسب وکارهای داده محور می تواند برای طراحان و سیاستگذاران اکوسیستم دیجیتالی کشور همچون شورای عالی فضای مجازی و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات مفید باشد.

علمی پژوهشی

شناسایی نیروهای پیشران تأثیرگذار بر آیندۀ فهرست‌های کتابخانه‌ای ایران بر اساس ویژگی-های جامعۀ دانش‌محور

صفحه 36-49

https://doi.org/10.22055/slis.2020.32192.1686

سیده رقیه حجازی، غلامرضا حیدری، احسان گرایی

چکیده هدف: شناسایی روندها و نیروهای پیشران تأثیرگذار بر آیندۀ فهرست‌های کتابخانه‌ای ایران بر اساس ویژگی-های جامعۀ دانش‌محور.
روش‌شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی و با روش‌های مرور متون و پیمایش انجام شد. پنل خبرگی با حضور 20 نفر از متخصصان حوزۀ فهرست‌های کتابخانه‌ای با روش ذهن‌انگیزی انجام شد و در مرحلۀ بعد پرسشنامه محقق ساخته در میان خبرگان توزیع شد.
یافته‌ها: نتایج به‌دست آمده از بررسی پژوهش‌های صورت گرفته نشان داد که فهرست‌های کتابخانه‌ای کنونی ایران با روندهای مؤثر بر فهرست‌های کتابخانه‌ای بر اساس ویژگی‌های جامعۀ دانش‌محور همراه نیستند. نیروهای پیشران تأثیرگذار بر آیندۀ فهرست‌های کتابخانه‌ای در 9 شاخص (5 شاخص بیرونی و 4 شاخص درونی) قرار گرفتند. از میان نیروهای پیشران بیرونی، گویه «هوشمندسازی فهرست‌های کتابخانه‌ای با استفاده از فناوری‌های جدید»، در جایگاه اول قرار گرفت. در میان نیروهای پیشران درونی، گویه‌های «گرایش به بازنگری در ساختار فهرست‌های کتابخانه‌ای»، «نقش کتابخانه به‌عنوان تسهیل کنندۀ دسترسی»، «اصلاح و روزآمد سازی ابزارها و استانداردها» و «غنی‌سازی فهرست با استفاده از ابزارهایی همچون جداول محتوا، خدمات کشف، قابلیت مرور و غیره» بالاترین ضریب اهمیت را دارا شد.
نتیجه‌گیری: با توجه به وضعیت نامطلوب روندهای مؤثر بر فهرست‌های کتابخانه‌ای در ایران، متخصصان و سیاست‌گذاران حوزۀ فهرست‌های کتابخانه‌ای در ایران باید به لزوم تغییر فهرست‌ها با توجه به تغییر در روندها و همچنین پیشران‌های مؤثر توجه داشته باشند، زیرا عدم همگامی با تغییرات از کارایی فهرست‌ها کاسته و به مرور محکوم به نابودی خواهند شد.

علمی پژوهشی شماره انگلیسی

تبیین فلسفی توانایی های شناختی کاربر در رفتارهای اطلاعاتی بازیابی تعاملی اطلاعات بر اساس تجرد مثالی انسان

صفحه 50-81

https://doi.org/10.22055/slis.2021.32802.1708

عصمت مومنی

چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف، تبیین فلسفی توانایی های شناختی کاربر در رفتارهای اطلاعاتی بازیابی تعاملی اطلاعات بر اساس تجرد مثالی انسان است. روش: پژوهش از نوع هدف بنیادی- نظری به روش تحلیل محتوا کیفی قیاسی، و تفسیر و نتیجه گیری آن استتناجی است. ابزار گردآوری داده ها از طریق گردآوری و مطالعه اسناد کتابخانه و منابع دیگر، در پایگاه های اطلاعاتی در تحلیل محتوای شارحان ملاصدرا انجام شده است. روایی و پایایی پژوهش حاضر بر مبنای قابلیت اعتبار و اطمینان پژوهش های گذشته است. تجزیه و تحلیل اطلاعات و دانش گردآوری شده از محتوای اسناد، به صورت تبیینی- تفسیر استنتاجی انجام شده است. یافته ها: وجه مشترک سه الگوی رفتار اطلاعات در بازیابی تعاملی اطلاعات اعم از بلکین؛ اینگورسن، و ساراسویک در توانایی های شناختی کاربر است که بر اساس مبانی فلسفه صدرایی در تجرد مثالی انسان می تواند رویدادی بلکین، وضعیت دانش کاربران قاعده مند شده؛ در الگوی شناختی اینگورسن، چگونگی جستجوی کاربران و چگونگی تاثیر پذیری ساختارهای شناختی آنان در جذب اطلاعات تفاوت ایجاد نموده ؛ و نیز، در الگوی چند سطحی ساراسویک، سطوح( شناختی، انگیزشی و موقعیتی) دچار تغییر شده و موجب تعامل بیشتر می گردد و در گفت و گوی کاربر و دریافت پاسخ از نظام اطلاعاتی موجب به تصویر کشیدن میانکش ها در میان سطوح و لایه های مختلف جنبه های حیاتی می گردد. نتیجه: با تبیین توانایی های شناختی کاربر در بازیابی تعاملی اطلاعات بر اساس تجرد مثالی انسان(ملاصدرا)، کنش متقابل سه جانبه رفتار، محیط، و افراد فهمیده و درک می شود و منجر به هدایت کنش ها از جمله نقطه شروع جست و جو می گردد و موجب تفسیر و تدوین مفهوم سازی روشن رفتارهای اطلاعاتی اعم از رفتار اطلاعاتی، رفتار اطلاع جویی، رفتار اطلاع یابی و رفتار استفاده از اطلاعات شده و در جریان تعامل رفتارهای اطلاعاتی و نیز سطوح متفاوت از دقت و توجه در مراحل جست و جو و هم چنین، تنوع و گوناگونی رفتارهای اطلاعاتی، امری قابل پیش بینی و مداوم خواهد بود. و در نهایت با تدوین راهبردهای اثربخش برای پیشبرد اطلاعات در رفتارهای اطلاعاتی منجر به پیاده سازی، و توسعه الگوهای بازیابی تعاملی اطلاعات می گردد.

علمی پژوهشی کتابخانه های عمومی

امکان‌سنجی پیاده‌سازی و کاربردپذیری لایه‌های معماری اطلاعات در کتابخانه‌ها بر اساس مدل تاپسیس (TOPSIS)(مطالعه موردی کتابخانه‌های عمومی کرمان)

صفحه 82-98

https://doi.org/10.22055/slis.2021.33725.1737

فریبرز درودی، عادل سلیمانی نژاد، فاطمه حمزه ریسه

چکیده هدف این پژوهش، بررسی وضعیت امکان‌سنجی پیاده‌سازی معماری اطلاعات در کتابخانه‌های عمومی شهر کرمان (وابسته به نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور ) می‌باشد. روش پژوهش حاضر با استفاده از مطالعات توصیفی در یک نمونه آماری 62 نفری از کارمندان شاغل در 9 کتابخانه عمومی شهر کرمان انجام شد. به‌ علت محدود بودن حجم جامعه، نمونه‌گیری انجام نشده و تمام افراد به ‌عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شدند .جمع‌آوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته دارای اعتبار و روایی (88/0 و 90/0) بدست آمد. یافته‌های پژوهش نشان داد که آزمون شاپیرو و یلک نشان داد داده‌های تحقیق از توزیع نرمال برخوردار بوده اند. داده‌های آماری با استفاده از نرم‌افزار spss ویراست 21 در دو سطح توصیف و استنباط مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در سطح توصیف با استفاده از جداول توزیع فراوانی، میانگین، انحراف معیار و در سطح استنباط با استفاده از آزمون t تک نمونه‌ا‌ی به تایید و رد فرضیات اقدام شد . نتایج نشان داد هیچ یک از لایه‌های معماری اطلاعات در کتابخانههای عمومی شهر کرمان جهت پیاده‌سازی معماری اطلاعات در وضع مطلوب قرار ندارند. همچنین جهت پیاده‌سازی معماری اطلاعات با استفاده از روش شباهت به گزینه ایده‌آل(تاپسیس) در میان کتابخانه‌های عمومی شهر کرمان مشخصه‌های مختلف از جمله (مهارت‌های کتابداران، امکانات و تجهیزات فنی موجود در کتابخانه، زیرساخت‌های مخابراتی و وضعیت بودجه کتابخانه) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد کتابخانه شهید مطهری با ضریب نزدیکی 737/0 در مقایسه با سایر کتابخانه‌ها در اولویت اول قرارداشته و می‌توان آن را به عنوان اولین کتابخانه عمومی در کرمان برای پیاده‌سازی معماری اطلاعات پیشنهاد نمود، کتابخانه ملی مرکزی با ضریب نزدیکی 704/0 در جایگاه دوم و کتابخانه شهید بهشتی با ضریب نزدیکی 627/0 در جایگاه سوم قرار گرفته است

علمی پژوهشی علم سنجی

بررسی ارتباط بین سنجه‌های آلتمتریکس پایگاه Altmetrics Explorer با شاخص‌های استنادی مقاله در تولیدات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز

صفحه 99-114

https://doi.org/10.22055/slis.2023.43778.1930

شهناز خادمی زاده، رقیه قضاوی، مریم آقائی

چکیده هدف: هدف این پژوهش بررسی ارتباط بین سنجه‌های آلتمتریکس پایگاه Altmetrics Explorer با شاخص‌های استنادی مقاله در تولیدات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز می‌باشد.

روش‌شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی است که با رویکرد علم‌سنجی و با به‌کارگیری آلتمتریکس انجام شد. منبع استخراج داده‌های پژوهش برای هر یک از داده ها به این شرح خواهد بود که شاخص‌های آلتمتریکس مقالات از طریق سنجه‌های ارائه شده برای مقالات از پایگاه Altmetrics Explorer استخراج گردید. تولیدات علمی دانشکده ها نیز براساس وابستگی سازمانی نویسندگان مجزا شد و همبستگی شاخص های مورد آزمون در سطح دانشکده ها نیز مورد سنجش قرار گرفت تا تفاوت حوزه های علمی تعیین گردد. به منظور تعیین ارتباط بین این سنجه‌ها با شاخص‌های استنادی نیز، از آزمون همبستگی استفاده شد. آنالیزهای آماری به منظور تعیین مقادیر همبستگی و تعیین مولفه/مولفه‌های تاثیرگذار با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد.

یافته‌ها: بنابر نتایج حاصل از پژوهش در کل تولیدات علمی دانشگاه بین تعداد کل استنادات با سنجه های اشاره مقالات در منابع سیاستگذاری، ثبت اختراعات، ویکی پدیا و مندلی و همچنین استنادات در پایگاه Dimentions رابطه معناداری وجود دارد (P-value<0.01). رابطه شاخص FWCI با نمره کل آلتمتریکس و اشاره در منابع خبری با P-value<0.05 و با اشاره در مندلی و استنادات در پایگاه Dimentions با P-value<0.01 معنادار است. همچنین بین صدک FWCI با سنجه اشاره در مندلی و استنادات در پایگاه Dimentions با P-value<0.01 ارتباط معناداری وجود دارد.

نتیجه‌گیری: پژوهشگران لازم است ضمن شناسایی مسیر و روش های معرفی مقالات در پایگاه ها و شبکه های اجتماعی علمی (پس از انتشار مقاله و یا نسخه قابل انتشار آن) از این درگاه ها به منظور بالا بردن میزان استفاده و نتیجتا استناد به مقالات خود، استفاده مطلوب کنند.

علمی پژوهشی مدیریت دانش

اولویت‌بندی راهبردهای مدیریت دانش در فعالیت‌های فراگیر مبتنی بر مشارکت داوطلبانه (موردپژوهی راهیان نور)

صفحه 115-144

https://doi.org/10.22055/slis.2022.34363.1767

محمدمهدی مهتدی، محمدمیلاد احمدی

چکیده هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر، رتبه‌بندی استراتژی‌های مدیریت دانش و هم‌چنین تعیین وضعیت شاخص‌های تصمیم‌گیری مربوط به راهبردها در فعّالیّت‌های مبتنی بر همیاری داوطلبانه می‌باشد و تشکیلات مرتبط با مقوله گردشگری جنگ در کشور (اردوهای راهیان نور) به عنوان مورد مطالعۀ پژوهش انتخاب شده است.

روش: به منظور اولویت‌بندی استراتژی‌های مورد بررسی در این پژوهش از رویکرد فرآیند تحلیل شبکه‌ای استفاده شده است. این روش یکی از رویکردهای معتبر برای حلّ مسائل تصمیم‌گیری چندمعیاره و رتبه‌بندی گزینه‌ها -از جمله اولویت‌بندی استراتژیک- می‌باشد. در اکثر موارد تصمیم‌گیری‌ها هنگامی مورد رضایت تصمیم‌گیرنده است که براساس چندین معیار مورد بررسی قرار گرفته باشد. این امر به ویژه برای مدیران راهبردی اهمیّت دوچندانی دارد. معیارها ممکن است کمی یا کیفی باشند. در روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره به جای استفاده از یک معیار سنجش بهینگی از چند معیار سنجش استفاده می‌شود. مبنای مطالعه، استراتژی‌های مدل مارپیچ دانش و تکنیک مورد استفاده فرایند تحلیل شبکه‌ای بوده است. فرایند تحلیل شبکه‌ای، روش جامعی را برای تصمیم‌گیری دقیق با استفاده از اطّلاعات تجربی و یا قضاوت‌های تصمیم‌گیرندگان در اختیار قرار می‌دهد و با فراهم کردن ساختاری برای سازماندهی معیارهای متفاوت و ارزیابی اهمیت و ارجحیت هر یک از آن‌ها نسبت به گزینه‌ها، فرایند تصمیم‌گیری را تسهیل می‌نماید.

یافته‌ها: با استفاده از چارچوب راهبرد مدیریت دانش بارنز و میلتون، برای 4 معیار افراد، فرایند، فنّاوری و حکم‌روایی، 20 زیرمعیار شناسایی شده و بعد از تشکیل شبکه وابستگی معیارها و زیرمعیارها و اخذ نظرات خبرگان، راهبردهای مدیریت دانش امتیازدهی و رتبه‌بندی شده‌اند.

نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهد به دلیل ماهیت مشارکتی راهیان نور، راهبرد «اجتماعی‌سازی» دارای بالاترین اولویت برای این مجموعه است و توصیه می‌شود پس از آن به ترتیب راهبردهای «ترکیب»، «درونی‌سازی» و «بیرونی‌سازی» مورد توجّه قرار گیرند.

علمی پژوهشی مدیریت دانش

ارائه مدل علی تشخیص فرصت‌های کارآفرینی با توجه به نقش سواد رسانه‌ای و هوشیاری کارآفرینانه

صفحه 145-160

https://doi.org/10.22055/slis.2022.41172.1897

علی شجاعی فرد

چکیده هدف: شناسایی فرصت کارآفرینی نقطه عطف فعالیت­های است که جهت تبدیل یک ایده به سرمایه صورت می­گیرند. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل علی تشخیص فرصت­های کارآفرینانه با توجه به نقش سواد رسانه­ای و هوشیاری کارآفرینانه صورت گرفته است. روش­شناسی:  پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت توصیفی و از نوع همبستگی است  که به صورت پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش780 نفر دانشجویان شاغل به تحصیل در آموزشکده فنی و حرفه­ای دخترانه شیراز می­باشند که تعداد 300 نفر از طریق نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه­ای متشکل از خرده مقیاس­های سواد رسانه­ای عدلی­پور، قاسمی، میرمحمدپور(1393)، هوشیاری کارآفرینانه تنگ و مورفی(2012) و تشخیص فرصت­های کارآفرینانه پوهکا(2010) می­باشد. به منظور تجزیه و تحلیل آماری از ضرایب همبستگی پیرسون،  تحلیل مسیر و تحلیل عاملی تأییدی در نرم افزارهای ایموس و اس­پی­اس­اس استفاده شده­است. یافته­ها: نتایج نشان می­دهد که ابعاد پنج­گانه سواد رسانه­ای به صورت مستقیم بر ابعاد هوشیاری کارآفرینانه(پویش و جستجو، همکاری و ارتباط و ارزیابی و قضاوت) تأثیر مثبت و معناداری دارند. همچنین ابعاد سواد رسانه­ای تآثیر مستقیم و معناداری بر تشخیص فرصت­های کارافرینانه دارند. در این بین تأثیر بعد نگاه انتقادی(**65/0) بیشتر از سایر ابعاد است. سواد رسانه­ای به واسطه ابعاد هوشیاری کارآفرینانه(پویش و جستجو، و همکاری و ارتباط) بر تشخیص فرصت­های کارآفرینانه تأثیر غیرمستقیم دارد. این تأثیرگذاری در مورد ابعاد نگاه انتقادی(**83/0) و گزینش آگاهانه(**61/0) بیشتر از سایر ابعاد است. از میان ابعاد هوشیاری کارآفرینانه، بعد پویش و جستجو بیشترین تأثیر را بر تشخیص فرصت­های کارآفرینانه دارد. نتیجه­ گیری: توسعه سواد رسانه­ای باعث افزایش دید انتقادی و روحیه همکاری افراد خواهد شد. سواد رسانه­ای زمینه را جهت افزایش تشخیص فرصت­های کارآفرینان فراهم می­کند. هوشیاری کارآفرینانه این تأثیرگذاری را تقویت نموده و این فرصت را ایجاد می­کند تا با کسب  اطلاعات مفید و روزآمد شانس بیشتری برای تشخیص فرصت­های کارآفرینانه خلق شود.

علمی پژوهشی کتابخانه های عمومی

پیش‏ بینی میزان مطالعه براساس سرمایه‏ های فرهنگی و اجتماعی کاربران کتابخانه‌های عمومی

https://doi.org/10.22055/slis.2020.31926.1674

صالح رحیمی، زینب سعادت‌نیا

چکیده مقدمه: هدف این پژوهش تعیین رابطه بین سرمایه فرهنگی و سرمایه اجتماعی با میزان مطالعه کاربران کتابخانه‌ های عمومی شهر کرمانشاه است.
روش ‏شناسی: پژوهش از نوع مطالعات همبستگی و مدلیابی معادلات ساختاری بود. ابزار پژوهش پرسشنامه، جامعه‌آماری این پژوهش شامل اعضای فعال کتابخانه ‏های عمومی استان و روش نمونه‌گیری تصادفی ساده بود. جهت بررسی داده‌ها از آزمون‌های استنباطی و نرم‏ افزارهای اس‏ پی ‏اس ‏اس و لیزرل استفاده گردید.
یافته ها: یافته‌ها نشان داد که سرمایه فرهنگی و سرمایه اجتماعی و تمامی متغیرهای آن‌ها بر میزان مطالعه کاربران کتابخانه‌های عمومی شهر کرمانشاه تأثیردارد، به عبارتی می‌توان میزان مطالعه کاربران کتابخانه‌های عمومی شهر کرمانشاه را بر اساس سرمایه فرهنگی و سرمایه اجتماعی پیش ‏بینی نمود.
بحث و نتیجه‏ گیری: نتایج پژوهش حاضر بیانگر این است، افرادی که سرمایه فرهنگی و اجتماعی آنان در سطح بالایی قرار دارد، زمان بیشری از وقت خود را صرف مطالعه خواهند کرد. لذا، توجه به مولفه ‏های سرمایه فرهنگی و اجتماعی در جامعه، باعث افزایش میزان مطالعه خواهد گردید. در این راستا، کتابخانه ‏های عمومی می‏ توانند به عنوان مراکز اعتلای توسعه فرهنگی- اجتماعی عمل کرده و با برگزاری جلسات، کارگاه‏ها و همایش‏های مرتبط با مطالعه در تقویت سرمایه ‏های فرهنگی و اجتماعی جامعه نقش داشته باشند.