دوره و شماره: دوره 17، شماره 3، پاییز 1404 
علمی پژوهشی مدیریت دانش

بررسی رابطه رسانه های اجتماعی با مدیریت دانش مراجعان و عملکرد سازمانی

صفحه 1-15

https://doi.org/10.22055/slis.2026.49631.1991

سعید غفاری، مسعود بختیاری

چکیده هدف: رسانه‌های اجتماعی ظرفیت بالایی در حمایت از ارتباطات دوسویه میان سازمان‌ها و مراجعان دارند و مدیریت دانش نیز از ارکان اصلی استراتژی‌های سازمانی محسوب می‌شود. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه رسانه‌های اجتماعی با مدیریت دانش مراجعان و عملکرد سازمانی در کتابخانه‌های عمومی استان قم است. روش شناسی: پژوهش حاضر‌ ازنظر هدف‌ کاربردی و روش‌ جمع‌آوری داده‌ها توصیفی‌ - پیمایشی‌ است. جامعه آماری شامل 112 کتابدار شاغل تمام‌وقت در کتابخانه‌های عمومی استان قم در سال 1404 بود که نمونه‌ای 86 نفری با روش تصادفی ساده انتخاب شد. ابزار سنجش‌ شامل‌ پرسش‌نامه‌ استاندارد استفاده‌ از رسانه‌های اجتماعی‌ علی حسن، نو و واد (٢٠١٥) و پرسش‌نامه‌ استاندارد مدیریت‌ دانش‌ مراجعان اخوان و خواجه علی (1400) در کتابخانه‌ می باشد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS و آزمون‌های تی تک‌نمونه‌ای، همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد بعد سرگرمی رسانه‌های اجتماعی بر دانش از مراجعان (β=0.508, p<0.01)، دانش به مراجعان (β=0.245, p<0.01) و دانش درباره مراجعان (β=0.306, p<0.01) اثر مثبت و معنادار دارد. بعد اجتماعی نیز بر دانش از مراجعان (β=0.772, p<0.01)، دانش به مراجعان (β=0.583, p<0.01) و دانش درباره مراجعان (β=0.617, p<0.01) تأثیرگذار بود. همچنین بعد شناختی بر دانش از مراجعان (β=0.671, p<0.01)، دانش به مراجعان (β=0.478, p<0.01) و دانش درباره مراجعان (β=0.325, p<0.01) معنادار بود. افزون بر این، مدیریت دانش مراجعان بر عملکرد سازمانی اثر مستقیم و مثبت داشت (β=0.632, p<0.01). نتیجه گیری: یافته‌ها نشان داد رسانه‌های اجتماعی ابزاری کارآمد برای تقویت مدیریت دانش مراجعان و ارتقای عملکرد سازمانی کتابخانه‌ها هستند. بهره‌گیری هدفمند از ابعاد سرگرمی، اجتماعی و شناختی رسانه‌های اجتماعی می‌تواند تعامل مراجعان را افزایش داده و خدمات کتابخانه‌ای را بهبود بخشد.

علمی پژوهشی رفتار اطلاع یابی

ارزش دهی کاربران به فرآیند جستجو و بازیابی اطلاعات مطالعه موردی:دانشجویان دکتری دانشگاه محقق اردبیلی

صفحه 16-36

https://doi.org/10.22055/slis.2023.41865.1909

لیلا محمدپور، نجلا حریری، فهیمه باب الحوائجی

چکیده هدف: هدف از انجام این مطالعه شناسایی الگوهای رفتار جستجو و بازیابی اطلاعات دانشجویان دکتری دانشگاه محقق اردبیلی بر اساس ارزش دهی آنها به فرآیند جستجو وبازیابی اطلاعات است..

روش شناسی:پژوهش حاضر از نوع کاربردی که به روش کمی و کیفی اجرا شده است.جامعه پژوهش متشکل از 48 دانشجو بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها در دو مرحله تکمیل پرسشنامه های جمعیت شناختی، تجربه جستجو، ارزش و مشاهده رفتار تکمیل وظایف جستجو و تحلیل متنی محتوای مصاحبه شده با استفاده از تصاویر ضبط شده از کاربران در نرم افزار Camtasia studio گرد آوری شد. سپس با استفاده از آزمون های تی تک متغیره، همبستگی پیرسون و و آزمون تحلیل واریانس آنوا آنالیز انجام گردید.

یافته ها: وضعیت ارزش دهی درونی،دستاوردی، کاربردی و هزینه ادراکی آنها به جستجو و بازیابی اطلاعات در وضعیت مطلوب و بالاتر از سطح متوسط(3) است. کاربرانی که ارزش دهی بیشتری به جستجو و بازیابی اطلاعات می دهند استراتژی و فنون کمتر ولی مرتبط تر استفاده می کنند و زمان کمتری صرف می شود در مقابل کاربرانی که ارزش کمتری می دهند استراتژی و فنون غیر مرتبط و بیشتری استفاده می کنند و زمان بیشتر صرف می شود.

نتیجه گیری: ارزش ادراکی به عنوان عامل انگیزشی شناختی در رفتار جستجو و بازیابی اطلاعات کاربران تاثیر می گذارد. ارزش های ادراکی انسانها در الویت ها و انتخاب های آنها تاثیر می گذارند و پیشرفت های بعدی در زمینه های تحصیلی و علمی را برای آنها به وجود می آورند.

کلیدواژه ها: ارزش ادراکی، رفتاراطلاع یابی، جستجو و بازیابی اطلاعات، انگیزش

علمی پژوهشی

کتابداران و مطالعه: بررسی گرایش‌ها، عادات و نقش مطالعه در توسعه حرفه‌ای

صفحه 37-56

https://doi.org/10.22055/slis.2026.48418.1981

مهگل کامروا، محسن حاجی زین‌العابدینی

چکیده کتابداران به عنوان حلقه‌های پیونددهنده میان منابع اطلاعاتی و کاربران، نقش محوری در هدایت جریان دانش و ترویج فرهنگ مطالعه در جامعه ایفا می‌کنند. این نقش، تنها محدود به فعالیت‌های سازمانی و خدمات اطلاع‌رسانی نیست شناخت میزان مطالعه و گرایش‌های کتاب‌خوانی کتابداران، می‌تواند به درک بهتر از وضعیت علمی آنان، نیازهای آموزشی و همچنین برنامه‌ریزی برای ارتقای سطح دانش حرفه‌ای در این قشر بینجامد.

هدف این پژوهش، شناسایی گرایش‌ها و عادات مطالعه کتابداران و بررسی نقش و میزان تأثیر مطالعه در ارتقای دانش تخصصی، مهارت‌های حرفه‌ای و کیفیت عملکرد شغلی آنان است.

این پژوهش توصیفی ـ پیمایشی با هدف بررسی گرایش‌های کتاب‌خوانی کتابداران انجام شد. جامعه آماری شامل کتابداران عضو گروه‌ها و شبکه‌های مجازی مرتبط با کتابداران بود که امکان دسترسی به آنان برای تکمیل پرسشنامه فراهم شد. پرسشنامه محقق‌ساخته با روایی صوری تأییدشد. ۱۲۶ پرسشنامه معتبر برای تحلیل مورد استفاده قرار گرفت و نمونه‌گیری به‌صورت در دسترس انجام شد.

نتایج پژوهش نشان داد که اغلب کتابداران قالب فیزیکی کتاب را ترجیح می‌دهند و آن را برای مطالعه مؤثرتر می‌دانند. از نظر موضوعی، ادبیات، فلسفه و روان‌شناسی علاقه دارند. همچنین، یافته‌ها حاکی از آن بود که اکثریت کتابداران، مطالعه را در ارتقای عملکرد شغلی خود مؤثر می‌دانند . با این حال، بیشتر آنان بودجه ماهانه مشخصی برای خرید کتاب اختصاص نمی‌دهند و ترجیح می‌دهند کتاب‌های مورد نیاز خود را از طریق نمایشگاه‌ها، فروشگاه‌های بزرگ یا خرید آنلاین تأمین کنند.

نتایج نشان داد که مطالعه نقش محوری در رشد فردی و حرفه‌ای کتابداران و ارتقای کیفیت خدمات کتابخانه‌ای دارد. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود با برگزاری کارگاه‌های آموزشی، بهبود دسترسی به منابع روزآمد و تشکیل گروه‌های مطالعاتی، زمینه‌های توسعه عادات مطالعه و تقویت سواد اطلاعاتی کتابداران فراهم شود.

علمی پژوهشی رفتار اطلاع یابی

سنجش سواد اطلاعاتی دانشجویان تحصیلات تکمیلی در محیط الکترونیکی : مطالعه موردی دانشگاه شهید چمران اهواز

صفحه 57-76

https://doi.org/10.22055/slis.2022.39921.1871

فرامرز سهیلی، علی اکبر خاصه، حجت الله عسکری

چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف سنجش سواد اطلاعاتی دانشجویان تحصیلات تکمیلی در محیط الکترونیکی دانشگاه شهید چمران اهواز انجام شد. روش‌شناسی: این پژوهش با روش آمیخته انجام شد. بخش کمّی پژوهش از نوع مطالعات توصیفی – پیمایشی و بخش کیفی به روش مطالعه موردی انجام شد. جامعه آماری در بخش کمّی شامل دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شهید چمران بود که تعداد 354 نفر به روش طبقه­ای نسبتی انتخاب شدند. در بخش کیفی نمونه آماری شامل 8 نفر از اساتید و مدیران کتابخانه‌های دانشگاه شهید چمران اهواز بود. داده­های پژوهش در بخش کمّی از طریق پرسشنامه و در بخش کیفی در قالب گروه­های کانونی گردآوری شد. داده­های کمّی با کمک نرم افزار SPSS و داده­های کیفی به روش تحلیل مضمون تحلیل شدند. یافته‌ها: :  تحلیل داده‌ها نشان داد دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شهید چمران اهواز در محیط الکترونیکی از سواد اطلاعاتی نسبتاً مناسبی برخوردارند. تحلیل داده­ها در بخش کیفی منجر به شناسایی 40 مضمون پایه و 4 مضمون سازمان دهنده در خصوص چالش‌ها (شامل چالش­های اطلاعاتی، مهارتی، سازماندهی و نرم افزاری و سخت افزاری) و تحلیل مضمون منجر به شناسایی 27 مضمون پایه و 3 مضمون سازمان دهنده در خصوص ساز و کار­هایی (شامل دانش افزایی، مهارت افزایی و بروزرسانی سیستم­ها) برای جستجوی بهتر دانشجویان تحصیلات تکمیلی هنگام جستجوی مناسب در مجموعه‌های الکترونیکی شد. نتیجه‌گیری: گرچه وضعیت سواد اطلاعاتی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شهید چمران اهواز در محیط­ الکترونیکی مطلوب است، لکن چالش­های شناسایی شده در پژوهش حاضر، سواد اطلاعاتی دانشجویان در محیط الکترونیکی را تحت تأثیر قرار می­دهد. برای غلبه بر این چالش­ها کتابخانه­ها می­توانند از طریق دانش افزایی و مهارت افزایی، سواد اطلاعاتی دانشجویان را ارتقای دهند.   

علمی پژوهشی بازیابی اطلاعات

مطالعه تطبیقی نرم‌افزارهای نسب‌شناسی علمی به منظور ارائه مدلی جهت ایجاد نرم‌افزارنسب‌شناسی ویژه حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی

صفحه 77-103

https://doi.org/10.22055/slis.2026.50453.1998

زهرا دوست زاده، امیر رضا اصنافی، مریم پاکدامن نایینی

چکیده هدف: هدف این پژوهش آن بود که پس از معرفی نرم­افزارهای نسب­شناسی ­علمی، مهم­ترین ویژگی­های نرم­افزارهای نسب­شناسی­علمی را شناسایی کند و در نهایت به ارائه الگوی پیشنهادی به منظور ایجاد نرم‌افزار نسب‌شناسی‌علمی ویژه حوزه علم‌اطلاعات و دانش‌شناسی بپردازد. روش‌شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر شیوه جمع‌آوری داده‌ها توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه مورد مطالعه در مرحله دوم شامل متخصصان علم اطلاعات ودانش­شناسی است که در این پژوهش با نمونه گیری هدفمند و رصد افراد مطلع، تعداد 65 نفر از متخصصان نسب­شناسی علمی در علم اطلاعات و دانش­شناسی انتخاب شدند. در پژوهش حاضر از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که روایی محتوای آن تأیید گردید. در ادامه برای تعیین روایی سازه به نتایج مدل اندازه‌گیری در قالب تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول استناد شد. جهت تحلیل داده‌ها از نرم افزار Smart PLS 3 که‌یکی از پرکاربردترین نرم افزارهای مدل سازی معادلات ساختاری است، استفاده شد. یافته‌ها: :  نتایج آزمون نشان داد 1) بخش ثبت و ورود اطلاعات بر قابلیت­های نرم­افزارهای نسب شناسی علمی  تاثیر دارد. 2) بخش جستجو و ذخیره و بازیابی بر قابلیت های نرم افزارهای نسب شناسی علمی تاثیر دارد. 3) امکانات جانبی نرم­افزارها بر قابلیت های نرم افزارهای نسب شناسی علمی تاثیر دارد. 4) گزارش بر قابلیت های نرم افزارهای نسب شناسی علمی تاثیر دارد. 5) بخش مربوط به راهنما بر قابلیت های نرم افزارهای نسب شناسی علمی تاثیر دارد. 6) تعرفه­مالی بر قابلیت های نرم افزارهای نسب شناسی علمی تاثیر دارد .[05/0P ≤ ]. نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های پژوهش می توان نتیجه گرفت، اهمیت هر یک از قابلیت­های موجود در نرم افزارهای نسب شناسی یکسان نبوده و هر کدام از نرم افزارهای نسب شناسی در حین اشتراکات، دارای ویژگی­های خاص تری هستند و لازم است از ترکیبی از نرم افزارهای نسب­شناسی استفاده شود.

علمی پژوهشی رفتار اطلاع یابی

بررسی تاثیرات هوش مصنوعی بر مطالعه و عادات مطالعه: کاربرد روش دلفی

صفحه 104-125

https://doi.org/10.22055/slis.2026.50241.1996

علیرضا کاظم‌پور چوبری، زانیار کریمی، صادق سلیمانی

چکیده هدف: هدف این پژوهش، بررسی تأثیرات هوش مصنوعی مولد و مدل‌های زبانی بزرگ (LLMs) بر عادات مطالعه و فرآیندهای یادگیری فراگیران است.

روش‌شناسی: روش تحقیق به کار گرفته شده، دلفی کیفی با مشارکت ۱۰ مدل زبانی پیشرفته و شناخته‌شده جهانی (نظیر ChatGPT-4o، Claude 3.5 Haiku، وGemini) به عنوان «خبرگان مجازی» می‌باشد که طی سه دور نظرخواهی ساختاریافته و اجماع‌محور، دیدگاه‌های خود را ارائه نمودند.

یافته‌ها: یافته‌های کلیدی نشان می‌دهد هوش مصنوعی با ارائه قابلیت‌هایی نظیر شخصی‌سازی پیشرفته مسیرهای یادگیری، تسریع قابل توجه در دسترسی به اطلاعات وسیع و متنوع، امکان دریافت بازخورد فوری و سازنده، و پیاده‌سازی یادگیری تطبیقی بر اساس نیازها و سرعت هر فرد، پتانسیل بالایی در بهبود عملکرد تحصیلی و کاهش زمان مورد نیاز برای مطالعه دارد. مدیریت زمان هوشمند، خلاصه‌سازی کارآمد متون و افزایش تعامل و انگیزه از دیگر مزایای شناسایی‌شده هستند. با این حال، نتایج همچنین چالش‌های مهمی از جمله خطر وابستگی بیش از حد به فناوری، احتمال کاهش مهارت‌های حیاتی تفکر انتقادی و حل مسئله و بروز نگرانی‌های اخلاقی مرتبط با حریم خصوصی داده‌ها را برجسته می‌سازد.

نتیجه‌گیری: ضرورت یکپارچه‌سازی متعادل و هوشمندانه هوش‌مصنوعی با روش‌های آموزشی سنتی و همچنین اهمیت تقویت سواد دیجیتال و مهارت‌های ارزیابی انتقادی در میان کاربران برای بهره‌برداری حداکثری از مزایا و به حداقل رساندن مخاطرات بالقوه، با توجه ویژه سیاست‌گذاران آموزشی، مهمترین نتایج پژوهش است.