مطالعه رابطه سرمایهی اجتماعی با عادت خواندن دانشجویان کارشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز
صفحه 1-18
https://doi.org/10.22055/slis.2025.46251.1953
سارا نیل درار، منصور کوهی رستمی، پروین نجف پور مقدم
چکیده هدف : هدف پژوهش حاضر، مطالعهی رابطه سرمایهی اجتماعی با عادت خواندن دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز است.
روش: روش پژوهش حاضر پیمایشی و از نوع توصیفی_همبستگی است. جامعهی پژوهش، دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز در مقطع تحصیلی کارشناسی در سال 1401-1402، میباشند که تعداد آنها 7495 نفر است. همچنین تعداد نمونهی پژوهش براساس جدول کرجسی و مورگان به تعداد 384 نفر برآورد شده است. به منظور انتخاب آزمودنیها از روش نمونهگیری طبقه-ای_نسبتی استفاده شده است. ابزار پژوهش پرسشنامههای سرمایهی اجتماعی بوردیو و پرسشنامهی عادت به خواندن عبدالکریم و حسن است. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار اس. پی. اس. اس. نسخه 25 و از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داده است که سرمایه اجتماعی بر مولفههای عادت خواندن همچون انواع مواد خواندنی، زمان خواندن بر حسب دقیقه در روز، مجراهای مواد خواندنی و مکان خواندن تاثیرگذار است و رابطهی مثبت و معنیداری با یکدیگر دارند. همچنین مشخص شده است که سرمایهی اجتماعی، تنها بر زمان خواندن تاثیرگذار نبوده است.
نتیجهگیری: این مطالعه به بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و عادت خواندن دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز میپردازد و یک همبستگی قابل توجه را میان آنها نشان میدهد. یافتههای پژوهش حاضر بر نقش تأثیرگذاری سرمایه اجتماعی در شکلدهی به رفتارهای تحصیلی از جمله خواندن دانشجویان تأکید میکند. پیامدهای این همبستگی برای اساتید و دانشگاه قابل توجه است. درک تأثیر متقابل بین سرمایه اجتماعی و عادت خواندن میتواند مداخلات و استراتژیهای هدفمند را برای ایجاد یک محیط تحصیلی مطلوب و مساعد ارائه دهد. موسسات آموزشی با شناخت و استفاده از شبکههای اجتماعی میتوانند به طور بالقوه رفتارهای خواندن دانشجویان و در نتیجه موفقیت کلی تحصیلی آنها را افزایش دهند.
قوانین و مقررات حقوق مالکیت ادبی و هنری (کپی رایت) در ایران و کشورهای پیشرو در حق مولف (آمریکا، استرالیا، انگلیس، فرانسه) با رویکرد به آرشیوها؛ مطالعه ای تطبیقی
صفحه 19-40
https://doi.org/10.22055/slis.2025.48037.1975
صدیقه احمدی فصیح، عباس حسینی نیک
چکیده هدف: هدف اصلی این مقاله مطالعه تطبیقی قوانین و مقررات کپی رایت (حق مؤلف) در ایران و کشورهای پیشرو در حق مولف (آمریکا، استرالیا، انگلیس، فرانسه) است.
روش پژوهش: تحقیق حاضر با استفاده از روش تطبیقی و همچنین روش توصیفی قوانین کپی رایت را در چند کشور برتر جهان بررسی کرده است.
یافته ها: نتایج این پژوهش نشان می دهد که برای تحلیل قوانین کپی رایت اسناد در ایران باید از دو زاویه به آن ها توجه کرد. برخی از این قوانین مرتبط با این موضوع که در کشورمان وجود دارد دارای ایرادات بسیاری می باشند که بایستی بازنگری و اصلاح شوند. علاوه بر حق مالکیت اسناد، استفاده از اسناد و مدارک مانند تکثیر و عرضه آنها دارای حقوقی است،که اعم از حقوق مادی و حقوق معنوی است. قوانین جامعی که در حوزه کپی رایت یا آفرینش های فکری اسناد نوشته می شود باید نگاه کپی رایتی داشته باشد.
نتیجه گیری: به مباحث پیرامون حق مالکیت اسناد و نحوه حقوق مولفان پرداخته نشده و کاستی هایی در این حوزه وجود دارد. لذا شرایط خاص اسناد و مدارک آرشیوی و تعدد نظرات علمی و حقوقی در این حوزه، ایجاب می کند بخشی از قانون جامع آرشیو به این موضوع اختصاص یابد.
ارائه مدل ساختاری-تفسیری عوامل تأثیرگذار بر اشتراک دانش در محیطهای دانشگاهی.
صفحه 41-58
https://doi.org/10.22055/slis.2021.38824.1861
علی بیرانوند، ساره رحمانیان، علی رضا محمدی نژادگنجی، مسعود ایروانی
چکیده هدف. شناسایی مدل عوامل تأثیرگذار بر اشتراک دانش در محیطهای دانشگاهی همواره از اهمیت و جایگاه خاصی در میان تحقیقات حوزه مدیریت دانش برخوردار بوده است. هدف این پژوهش ارائه مدل ساختاری-تفسیری عوامل مؤثر بر اشتراک دانش در محیطهای دانشگاهی از دیدگاه اعضای هیات علمی دانشگاه پیامنور میباشد.
روش. این پژوهش بر اساس هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری اطلاعات، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق شامل اعضای هیات علمی دانشگاه میباشند که با استفاده از نمونهگیری قضاوتی19 نفر از خبرگان مطلع و صاحبنظر در حوزه مدیریت دانش که دارای سوابق علمی، تجربی یا پژوهشی بودند، به عنوان اعضای پنل خبرگان انتخاب شدهاند. روشهای گردآوری اطلاعات در این پژوهش به دو دسته کتابخانهای و میدانی(پرسشنامه) تقسیم میشود. در این پژوهش، از تکنیک دلفی فازی جهت غربال متغیرها و از مدلسازی ساختاری-تفسیری برای شناسایی و طراحی الگوی روابط بین شاخصها استفاده شده است.
یافتهها. بر اساس نتایج به دست آمده، متغیرهای خودکارآمدی، پشتیبانی مدیریتی، سیستم پاداش، سیاستهای کلان دانشگاه، زیرساختهای نرم افزاری، زیرساختهای سختافزاری، تعامل شخصی،اعتماد، انتظارات شخصی، استفاده از رسانههای اجتماعی، تمایل به اشتراکگذاری دانش، کارکنان دانشی و فرهنگ دانشمحور به عنوان عوامل مؤثر بر اشتراک دانش در دانشگاه پیامنور معرفی گردید. نتایج حاصل حاکی از آن است که سیاستهای کلان دانشگاه، پشتیبانی مدیریتی و فرهنگ دانش محور، تأثیرگذارترین عوامل میباشند. متغیرهای خودکارآمدی و کارکنان دانشی تأثیرپذیرترین عوامل شناسایی شده در این تحقیق میباشند.
اصالت و ارزش. تاکنون تحقیق مشابهی به بررسی روابط درونی و بیرونی، تعیین سطوح تأثیرگذاری و تأثیرپذیری عوامل مؤثر در اشتراک دانش در دانشگاه پیام نورنپرداخته و تحقیق حاضر از این نظر دارای نوآوری است.
بررسی رابطه بین هوش مصنوعی و عملکرد سازمانی: نقش میانجی خلاقیت سازمانی در کتابخانههای دانشگاهی
صفحه 59-76
https://doi.org/10.22055/slis.2025.49598.1990
سیف اله اندایش
چکیده چکیده
مقدمه: هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه بین هوش مصنوعی و عملکرد سازمانی : نقش میانجی خلاقیت سازمانی در کتابخانههای دانشگاه تهران میباشد.
روشبررسی: روش پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع پیمایشی بوده و براساس هدف، کاربردی است. جامعه آماری کارکنان کتابخانههای دانشگاه تهران بوده، که همه جامعه با استفاده از روش سرشماری لحاظ گردیده است. که 158 نفر بودند. ابزار گردآوری اطلاعات این پژوهش برای سنجش هوش مصنوعی از پرسشنامه چن و همکاران (2022) که شامل 22 گویه است، مورد ارزیابی قرار گرفت. دلیل انتخاب این ابزار، انسجام، اختصار و پوشش گسترده ابعاد مختلف هوش مصنوعی بود. برای اندازهگیری عملکرد سازمانی، از پرسشنامه خالیک (2020) با 10 گویه و برای ارزیابی خلاقیت سازمانی از پرسشنامه دورابجی و همکاران (1988) با 10گویه بهره گرفته شد. که پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ و روایی آن از طریق روایی همگرا و روایی واگرا مورد تأیید قرار گرفت. تحلیل دادهها با استفاده از شاخصهای آمار توصیفی همچون توزیع فراوانی و آمار استباطی و روش مدلسازی معادلات ساختاری با Smart PLS انجام شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد هوش مصنوعی بر عملکرد سازمانی تاثیر مثبت و معنیداری دارد و همچنین هوش مصنوعی بر خلاقیت سازمانی تاثیر مثبت دارد. خلاقیت سازمانی بر عملکرد سازمانی تأثیر مثبت و معنیداری دارد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد خلاقیت سازمانی به عنوان یک میانجی کامل در رابطه بین هوش مصنوعی و عملکرد سازمانی عمل میکند.
مروری بر کتابخانه انسانی در اخبار منتشر شده
صفحه 77-90
https://doi.org/10.22055/slis.2025.48616.1983
رژین سادات مصطفی مقدم، راحله سموعی، فیروزه زارع فراشبندی
چکیده مقدمه: کتابخانه انسانی به عنوان یک جنبش اجتماعی در سال 2000 در کپنهاگ و با هدف ارائه چارچوبی مثبت برای گفتگو و تعامل، به چالش کشیدن کلیشهها و پیشداوریها، و ایجاد پذیرش تفاوتها و ترویج شمول آغاز شد و میشود. هدف از پژوهش حاضر، مرور کتابخانه انسانی در اخبار منتشر شده است.
روشها: مطالعه حاضر یک مرور نقلی است که بدین منظور در پایگاههای اطلاعاتی مختلف فارسی و انگلیسی با استفاده از کلیدواژههای مرتبط جستجو انجام شد و تعداد 2570 مقاله خبری بازیابی شد. نمونه پژوهش پس از مطالعات اولیه اخبار شناسایی شده و غربالگری منابع بر اساس معیارهای ورود و خروج، 65 خبر بود که بهصورت روایتی ترکیب و در قالب جداول ارائه شد.
یافتهها: مفهوم کتابخانه انسانی به عنوان "روشی برای اشتراکگذاری اطلاعات، تجربیات و داستانهای شخصی به منظور کاهش تعصبات، کلیشهها و ایجاد درک و تفاهم در جامعه" معرفی شده است. مهمترین کاربرد آن، "افزایش همدلی، تفاهم و درک متقابل به منظور پذیرش تنوع و شمول اجتماعی و اصلاح نگرشها و باورها" است. موضوعات اصلی مورد بحث در کتابخانه انسانی "تجارب گروههای اقلیت"، "مسائل اجتماعی"، و "تجارب فردی" هستند. ملزومات راهاندازی یک کتابخانه انسانی هفت دسته کلی از جمله "مقررات و آئیننامهها" را در برمیگیرد.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش میتواند سازوکاری در اختیار علاقمندان، سیاستگذاران سلامت و کتابداران و اطلاعرسانان قرار دهد تا وضعیت کلی این رویداد را در جامعه درک کنند و با اقدام مناسب برای راهاندازی یک کتابخانه انسای موجب بهبود تعامل و همدلی در جامعه شوند.
نقش رسانهها در تغییر نگرش به پدیده رحم اجارهای با تأکید بر نظریه برجستهسازی اطلاعات
صفحه 91-105
https://doi.org/10.22055/slis.2025.47557.1970
اورانوس تاج الدینی، فخرالسادات هاشمینسب
چکیده هدف: براساس نظریه برجستهسازی، این رسانهها هستند که به مردم میگویند به چیز فکر کنند و توانایی این را دارند که توجه مخاطبان را به سمت موضوعات معینی سوق میدهند. هدف از انجام این پژوهش تبیین کاربرد نظریه برجستهسازی اطلاعات در نگرش به رحم اجارهای بوده و در آن به بررسی نقش رسانهها در شناساندهشدن ابعاد اجتماعی فرایند رحم اجارهای پرداخته شده است.
روش/ رویکرد: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شده است. از آنجا که در این پژوهش تبیین نقش رسانهها و برجستهسازی اطلاعات توسط آنها نقطه کانونی و یکی از ابزارهای پژوهش محسوب میشد؛ دو فیلم سینمایی «بیمادر» و «تی تی» با موضوع مورد پژوهش بهعنوان ابزار رسانهای توسط پژوهشگران انتخاب شدند و از شرکتکنندگان خواسته شد بهعنوان پیششرط ورود به نمونه پژوهش این دو فیلم را تماشا کنند.
یافتهها: طبق یافتههای حاصله مقولههای محوری به دست آمده از انجام پژوهش عبارتاند از: 1.فقر فزاینده،2. کنترلگری و نفوذ والدین سفارشدهنده بر مادر جایگزین، 3. غیر عادی جلوه دادن زنان جایگزین، 4. وسوسه خیانت، 5. وابستگی فزاینده به جنین و فرار، 6. انگ نامناسب اجتماعی.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش حاضر نشان میدهد که رسانهها نقشی کلیدی در اطلاعرسانی به جامعه و شکل دادن به ادراکات و قضاوت در مورد مسائل اجتماعی، به ویژه در مورد موضوعاتی که دانش کافی و یا تجربه کافی در مورد آنها وجود ندارد، ایفا میکنند. در واقع موضوع رحم جایگزین یکی از موضوعاتی است که بحثهای عمومی زیادی در جامعه ایجادکرده است. درمسائل مربوط به رحم جایگزین/مادر جایگزین نیاز مبرمی به پوشش مثبت رسانهها وجود دارد.
