طراحی و آزمون مدل بهرهوری علمی مبتنی بر نظرهای خبرگان در جامعه نویسندگان پراستناد جهان
صفحه 1-20
https://doi.org/10.22055/slis.2021.31955.1677
فریده عصاره، فرامرز سهیلی، مریم کشوری
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر طراحی مدل بهرهوری علمی نویسندگان پراستناد جهان براساس نظرهای خبرگان است.
روششناسی: پژوهش حاضر به روش آمیخته (کمّی و کیفی) انجام شده است؛ جامعههای آماری پژوهش 12 نفر از خبرگان داخلی و خارجی (که عمده فعالیتهای علمیشان مربوط به بهرهوری علمی بوده) و 235 نفر از نویسندگان پراستناد جهان هستند. دادههای پژوهش با استفاده از ابزارهای سیاههوارسی، پرسشنامه و پایگاه وبگاه علم WoS گردآوری شدهاند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از دو نرمافزار اسپیاساس 19 و لیزرل 8 استفاده شده است. آزمون مدل بهرهوری علمی نویسندگان پراستناد به روش تحلیل عاملی تأییدی انجام شده است.
یافتهها: مدل سه مؤلفهای پژوهش حاضر (شامل مؤلفههای فردی، سازمانی و کتابسنجی) نشان میدهد با توجه به بارهای عاملی در آزمون تحلیل عاملی تأییدی، مؤلفه کتابسنجی با بار عاملی 1، مؤلفه فردی با بار عاملی 69/0 و مؤلفه سازمانی با بار عاملی 63/0 در جامعه نویسندگان پراستناد، در مدل بهرهوری علمی، تاثیرگذار هستند. همچنین مدل بهرهوری علمی بهدست آمده براساس نظرهای خبرگان، در جامعه نویسندگان پراستناد جهان دارای برازش مطلوبی است.
نتیجهگیری: ترکیب مؤلفههای کمّی و کیفی ارائه شده در مدل بهدست آمده میتواند در راستای فراهم کردن زمینه توسعه علمی فردی و سازمانی مؤثر بوده و راهگشای افراد و سازمانها در جهت ارتقای بهرهوری علمی باشد.
بررسی انطباق موضوعات بهکار رفته در فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا) با طبقهبندیهای علوم و نقش آن در ردهبندی نسخههای خطی
صفحه 21-36
https://doi.org/10.22055/slis.2025.39883.1870
شهناز خادمی زاده، طیبه حاج باقریان، فائزه السادات طباطبایی امیری
چکیده هدف: بررسی میزان قرابت موضوعات مطرح درطبقهبندیهای علوم بافنخا،شناسایی موضوعاتی که درطبقهبندیها مطرح بوده وفنخا نیز به آن توجه دارد یا در دستهبندی فنخامغفول ماندهاند یا برخلاف تعدادکم تألیفها، بهعنوان شاخهای مستقل معرفی شدهاند به منظور استفاده از طبقهبندیهای علوم دانشمندان مسلمان جهت پیشنهاد چارچوبی برای سازماندهی و ردهبندی نسخههای خطی.
روششناسی: در نوشتار که از نوع مطالعات تحلیلی-تطبیقی بوده و با روش کتابخانهای انجام گرفته، تلاش شده نظرات پنج تن ازدانشمندان مسلمان در طبقهبندی علوم در سدههای مختلف تاریخی با استفاده از منابع و مرور متون، استخراج شود. جلدهای 37 و 38 فنخا که نمایه موضوعی و جلد 45 آن که وضعیت تألیف در ایران را تا قبل از صنعت چاپ گزارش نموده است، مأخذ پژوهش حاضر بهشمار میروند.
یافتهها: با استناد به نمایه موضوعی فنخا و نیز جدول موضوع-تألیفات نسخههای خطی در 15 قرن، میتوان گفت موضوعات انتخاب شده برای نسخههای خطی براساس نمایه موضوعی، قرابت بیشتری با طبقهبندیهای مورد بررسی دارد. بهعلاوه، درصورتیکه در انتخاب موضوعات و نیز شاخههای اصلی و فرعی موضوعات، توجه بیشتری مصروف داشته میشد، تحلیل علمیتری بهدست میآمد که این تحلیل هم با نمایه موضوعی که خود فنخا ارائه میدهد وهم با طبقهبندیهای دانشمندان مورد بررسی در این پژوهش، تطابق بیشتری مییافت. برخی موضوعات زیرشاخه در فنخا دارای تعداد تألیف بسیار ناچیز هستند از اینرو، چنین به ذهن متبادر میشود که شاید موضوعات نسخههای خطی به درستی و دقت نظر، انتخاب نشده باشند.
نتیجهگیری: با اتکاء به پیشینه طبقهبندیهای دانشمندان مسلمان از علوم و تبیین اشتراکات و افتراقات موضوعی مطرحشده در آنها، میتوان چارچوبی برای طبقهبندی و طراحی ردهبندی ویژهای برای نسخههای خطی پیشنهاد داد. بهطورکلی، با توجه به اینکه در طبقههای علوم و فنخا در اکثر موضوعات اشتراکاتی مشاهده میشود، بهنظر میرسد فنخا با جرح و تعدیلاتی میتواند اساس و بستر مناسبی در زمینه تدوین سر عنوان موضوعی ویژه نسخههای خطی و منابع ایرانی-اسلامی قرار گیرد. ضمن اینکه باید اشاره کرد این طبقهبندی زمانی میتواند جامعتر باشد که اکثر نسخههای خطی ایرانی-اسلامی به صورت تجمیعی، معرفی شوند.
مروری بر نوآوری و ارزش آفرینی در اکوسیستم داده باز
صفحه 37-64
https://doi.org/10.22055/slis.2022.37887.1848
ام البنین (طلیعه ) فیض بخش، فهیمه باب الحوائجی
چکیده هدف: مرور نوآوری و ارزش آفرینی در اکوسیستم داده باز از طریق مطالعه پژوهش هایی است که موضوعات مرتبط با داده باز و نوآوری مبتنی بر داده باز و ایجاد ارزش از داده را مورد هدف قرار داده اند.
روش پژوهش : مطالعه حاضر از نوع مطالعات مروری است. به منظور جمع آوری داده های متناسب با هدف پژوهش ، ابتدا کلیدواژههای اکوسیستم داده باز، نوآوری داده باز، ایجاد ارزش رقابتی از داده باز، ایجاد نوآوری از داده باز ، برنامه های داده باز و کلید واژه های مشابه در پایگاه ها علمی معتبر داخلی و خارجی و موتور جستجوی Google scholar جستجو گردید، آنگاه با با روش گلوله برفی و با رویکردی حداکثری تلاش گردید تا منابع مرتبط با داده باز و نوآوری داده استخراج گردد. تعداد 25 منبع خارجی در فاصله سال های 2014 تا 2021که از نوعی جامعیت برخوردار بودند منتخب گردیدند. به دلیل تعداد اندک پژوهش های داخلی انجام شده ، بازه زمانی وغربال گری در جستجوی فارسی لحاظ نشد.
یافته های پژوهش : 30 مورد پژوهش شامل 5 پژوهش داخلی و 25 پژوهش خارجی و به منظور تحلیل نوآوری و ارزش آفرینی در اکوسیستم داده باز به مطالعه حاضر وارد شد. نتایج حاصل از تحلیل پژوهش ها در بخش های 1- شناسایی مولفه ها و ابعاد کلیدی در برنامه های داده باز
2- شناسایی مولفه ها و الزامات اکوسیستم داده باز 3- ایجاد ارزش از داده باز 4-ایجاد نوآوری از داده باز 5- پیچیدگی ها و موانع ایجاد نوآوری از داده باز ارائه شد.
نتیجه گیری: کسب و کارهای مبتنی بر داده باز، باید از داده برای یک نوآوری تحولآفرین استفاده کنند تا محصول یا خدمات تجاریشدهی جدید یا شبکه ارزش جدید تولید نمایند
شناسایی سطح بلوغ مدیریت دانش در شرکت ساخت و ساز کیسون براساس مدل بهرهوری آسیایی .
صفحه 65-82
https://doi.org/10.22055/slis.2022.41729.1906
سجاد تابع جماعت، حسن احمدی، بهنود برمایه ور
چکیده هدف: در این مطالعه به منظور شناسایی سطح بلوغ مدیریت دانشدر شرکت کیسون، از مدل پیشنهادی سازمان بهرهوری آسیایی و ماتریس اهمیت- عملکرد استفاده شده است تا با رویکردی ترکیبی درک بهتری از میزان بلوغ مدیریت دانش در شرکت کیسون صورت پذیرد.
روششناسی: پژوهش حاضر با رویکرد کاربردی و به شیوه پیمایشی- توصیفی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق شامل تمامی مدیران و کارشناسان ارشد شرکت کیسون است. نمونه آماری از بین افرادی که دارای سابقه بیش از 5 سال فعالیت در حوزه ساخت و ساز بوده و از شروع پیادهسازی راهکارهای مدیریت دانش در این شرکت حضور داشتهاند انتخاب گردید. 147 نفر از مدیران و کارشناسان شرایط حضور در نمونه آماری تحقیق را داشتهاند که به علت احتمال عدم همکاری برخی افراد در طول تحقیق، نمونه گیری انجام نگردید. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامۀ استاندارد ارزیابی مدیریت دانش سازمان بهرهوری آسیایی است. همچنین برای سنجش اهمیت- عملکرد از گویههای پرسشنامه بلوغ مدیریت دانش در قالب ماتریس اهمیت- عملکرد(Martilla & James, 1998) استفاده شده است. به منظور بررسی روایی ابزار گردآوری دادهها از تحلیل عامل تأییدی و جهت بررسی پایایی ابزار گرداوری دادهها از آزمون آلفای کرونباخ استفاده گردید. به منظور تحلیل دادهها علاوه بر آزمونهای آمار توصیفی، از آزمون تی تکنمونهای به کمک نرمافزار اسپیاساس استفاده شده است.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج حاصل، به منظور رسیدن به حد مطلوب مدیریت دانش در شرکت کیسون، در مورد ابعاد فرایندهای دانشی و فناوری ادامه استراتژی فعلی، در مورد ابعاد رهبری و افراد، توقف سرمایهگذاری و تخصیص منابع، در مورد بعد یادگیری و نوآوری، بیتفاوتی، و در مورد ابعاد فرایند و نتایج مدیریت دانش بهبود فرایند و سرمایهگذاری باید صورت گیرد.
واکاوی مکانیسم تأثیرگذاری رهبری توانمندساز بر قابلیت یادگیری سازمانی با میانجی گری مدیریت دانش و توانمندسازی شناختی کارکنان دانشگاه
صفحه 83-108
https://doi.org/10.22055/slis.2025.48156.1977
سمیه نصیرزاده، اصغر زمانی، مصطفی باقریان فر
چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی سازوکار تأثیر رهبری توانمندساز بر قابلیت یادگیری سازمانی با نقش میانجی مدیریت دانش و توانمندسازی شناختی کارکنان دانشگاه فرهنگیان استان لرستان است. این مطالعه با رویکرد کمی و به روش توصیفی–همبستگی از نوع معادلات ساختاری انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان دانشگاه فرهنگیان استان لرستان در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۲ (به تعداد ۳۱۹ نفر) بود که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای نسبی، نمونهای به حجم ۱۷۴ نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامههای رهبری توانمندساز (آهرن، متیو و رپ، ۲۰۰۵)، یادگیری سازمانی (چیوا و همکاران، ۲۰۰۷)، مدیریت دانش (همتی، ۱۳۸۹) و توانمندسازی روانشناختی (اسپریتزر، ۱۹۹۵) بود. روایی ابزارها با استفاده از روایی محتوایی (روش کیفی) و پایایی آنها از طریق ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. جهت آزمون مدل مفهومی پژوهش و فرضیهها، از روش معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی و نرمافزار SmartPLS 3 استفاده گردید؛ این روش برای تحلیل مدلهایی با روابط پیچیده و دادههای با توزیع غیرنرمال مناسب است. یافتههای پژوهش نشان داد که رهبری توانمندساز تأثیر مستقیمی بر یادگیری سازمانی، مدیریت دانش و توانمندسازی شناختی دارد. همچنین، مدیریت دانش و توانمندسازی شناختی نیز تأثیر مستقیمی بر یادگیری سازمانی دارند. با این حال، نقش میانجی مدیریت دانش و توانمندسازی شناختی در رابطه بین رهبری توانمندساز و یادگیری سازمانی معنادار نبود. بر اساس نتایج بهدستآمده، پیشنهاد میشود نهادهای آموزشی دانشگاهی با تأکید بر تبیین نقش رهبری توانمندساز، زمینه مناسبی برای ارتقاء مدیریت دانش و یادگیری سازمانی در میان کارکنان فراهم سازند.
نقش رسانههای اجتماعی در رفتار اطلاعیابی اعضاء هیات علمی دانشگاه لرستان
صفحه 109-114
https://doi.org/10.22055/slis.2025.47943.1973
جعفر عباداله عموقین، نیره جعفری فر، کیانوش سالاری
چکیده هدف: مقاله به بررسی نقش رسانههای اجتماعی در رفتار اطلاعیابی اعضاء هیئت علمی دانشگاه لرستان پرداخت.
روششناسی: مقاله از نوع پیمایشی است. جامعه آماری بر اساس فرمول کوکران و جدول کرجسی و مورگان تعیین و شامل 171 عضو هیئت علمی دانشگاه لرستان است.
یافتهها: در بین انواع رسانههای اجتماعی علمی بالاترین میزان استفاده جامعه آماری به لینکداین، در بین ابزارهای تلفیقی وب – موبایل، بالاترین میزان استفاده جامعه آماری به وات ساپ، در بین ابزارهای چندرسانهای، بالاترین میزان استفاده به اسکایپ، در بین ابزارهای میکروبلاکینگ، بالاترین میزان استفاده به توییتر و در بین ابزارهای ویکی، بالاترین میزان استفاده به ویکیپدیا تعلق گرفت. آزمون فرضیههای پژوهش نشان داد که بین نقش رسانههای اجتماعی و اهداف و انگیزههای اطلاعیابی اعضاء هیئت علمی دانشگاه لرستان رابطه مستقیم و معناداری به میزان 469/0 وجود دارد. بین نقش رسانههای اجتماعی و مهارتهای اطلاعیابی اعضاء هیئت علمی دانشگاه لرستان رابطه مستقیم و معناداری به میزان 571/0وجود دارد و بین نقش رسانههای اجتماعی و راههای اطلاعیابی اعضاء هیئت علمی دانشگاه لرستان رابطه مستقیم و معنادار به میزان 646/0 وجود دارد.
نتیجهگیری: نتایج حاصل نشان داد رسانههای اجتماعی در رفتار اطلاعیابی اعضای هیئت علمی دانشگاه لرستان نقش دارند. لذا به مسئولان دانشگاه پیشنهاد میشود که با ایجاد سازو کارهای مناسب جهت افزایش بهرهوری دانشگاه در این زمینه باشند.
