دوره و شماره: دوره 11، ویژه نامه مدیریت دانش، پاییز 1398، صفحه 1-250 
علمی پژوهشی

ارزیابی محیط دانش‌آفرینی در مراکز پژوهشی اسلامی

صفحه 1-26

https://doi.org/10.22055/slis.2017.22729.1358

رضا کریمی، عبدالحسین فرج پهلو، فریده عصاره

چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی محیط خلق دانش مراکز پژوهشی اسلامی، از دیدگاه پژوهشگران و اعضاء علمی صورت گرفته است.
روش‌: پژوهش حاضر پیمایشی و از نوع توصیفی است. جامعه آماری این پژوهش، پژوهشگران و اعضاء هیئت‌علمی مراکز پژوهشی اسلامی به تعداد 2328 نفر است .ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه‌ای بوده است که بر اساس یافته‌های پژوهش فرج پهلو ، عصاره و کریمی (1395) تدوین‌شده بود.
یافته‌ها: نتایج به‌دست‌آمده نشان داد که از نظر پژوهشگران و اعضاء هیئت‌علمی مراکز پژوهشی اسلامی، متغیرهای زیرساخت هوش، کنشگران هوش، اطلاعات هوش، زیرساخت خلاقیت، کنشگران خلاقیت، اطلاعات خلاقیت، توانمندی‌های پژوهشگران و اعضاء هیئت‌علمی و ویژگی‌های شخصیتی در وضعیت مناسبی قرار دارند. اما زیرساخت مشارکت، کنشگران مشارکت و اطلاعات مشارکت دچار ضعف هستند و نیاز به تقویت دارند.
نتیجه‌گیری: در محیط‌های مراکز پژوهشی اسلامی برای تسهیل در خلق دانش به‌طور نسبی اقدامات مناسبی صورت گرفته است. اما مسئولان و دست‌اندرکاران می‌توانند با استفاده از نتایج ارزیابی خلق دانش در محیط مراکز پژوهشی اسلامی سعی در برطرف کردن نقاط ضعف و بهبود نقاط قوت بپردازند.

علمی پژوهشی

بررسی موانع اشتراک دانش و راهبردهای ارتقای آن در میان کتابداران کتابخانه‌های عمومی استان کرمانشاه

صفحه 27-44

https://doi.org/10.22055/slis.2017.21553.1326

محمد سالخورده، صالح رحیمی، امین زارع

چکیده هدف: هدف این پژوهش شناسایی موانع و راهبردهای ارتقاء اشتراک دانش در میان کتابداران کتابخانه‌های عمومی استان کرمانشاه و ارائه راه‌کارهایی جهت ارتقاء اشتراک دانش دراین سازمان‌هااست.
روش: برای گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضراز پرسشنامه چونگ، یوین و گان، استفاده شده است. این پرسشنامه پس از اعتباریابی در پژوهش حاضر مورد استفاده قرار گرفته است.
یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که جنسیت، تأهل، رشته تحصیلی (به جز در مؤلفه راهبردهای ارتقای تبادل دانش)، سطح تحصیلات و سن بر فرآیند اشتراک دانش در کتابخانه‌های عمومی استان کرمانشاه اثرگذار نیست. سابقه شغلی اثری بر فرآیند اشتراک دانش و فرآیند کارابودن تبادل دانش دربین کتابداران کتابخانه‌های عمومی استان کرمانشاه ندارد. اما سابقه شغلی بر مؤلفه-های کسب دانش و راهبردهای ارتقای تبادل دانش درکتابخانه‌های عمومی استان کرمانشاه اثر دارد. اکثرکتابداران ازفناوری اطلاعاتی و ارتباطی برای اشتراک دانش استفاده می‌نمایند. فرهنگ موجود درکتابخانه مهمترین مانع درفرآینداشتراک دانش تلقی می شودوترغیب به انتشاردانش خوددر وبگاه کتابخانه مهمترین راهبردبرای ارتقای تبادل دانش است. 
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش بیانگراین است که فراینداشتراک دانش درکتابخانه های عمومی استان کرمانشاه درجریان است هرچند، موانعی نیزدرکامیابی فرایند اشتراک دانش دراین کتابخانه ها وجوددارد

علمی پژوهشی

ساختار دانش در مطالعات مربوط به تجاری‌سازی دانش با استفاده از رویکردهای تحلیل شبکه و مصوّرسازی علم

صفحه 45-66

https://doi.org/10.22055/slis.2017.24056.1416

علی بیرانوند، احمد شعبانی، عاصفه عاصمی، مظفر چشمه سهرابی

چکیده هدف: هدف این تحقیق شناسایی ساختار فکری دانش در حوزۀ تجاری­سازی دانش و معرفی حوزه­های پژوهشی زیرمجموعۀ آن است.
روش­ شناسی: این تحقیق که از نوع کاربردی است که با استفاده از روش‌های رایج در مطالعات علم سنجی از قبیل فن تحلیل هم­واژگانی و همچنین روش تحلیل شبکه­ انجام شده است. جامعۀ این تحقیق شامل 110464 واژۀ به کار گرفته شده در 38876 رکورد نمایه شده در پایگاه وب­اوساینس می­باشد.
یافته ­ها: یافته­های تحقیق نشان داد که از نظر فراوانی، کلیدواژه­های «انتقال دانش»، «انتقال فناوری»، و «نوآوری»، و از نظر هم رخدادی زوج­های کلیدواژه­ای «مدیریت دانش و انتقال دانش»، «نوآوری و انتقال فناوری»، و «نوآوری و انتقال دانش» بیشترین فراوانی را در مطالعات صورت گرفته در حوزه تجاری­سازی دانش داشته­اند. یافته­های مربوط به خوشه­بندی سلسله مراتبی نیز منجر به شکل­گیری یازده خوشه در حوزه تجاری­سازی دانش گردید. این خوشه­ها عبارتند از: «مدیریت دانش»، «دانش»، «انتقال فناوری»، «بازاریابی»، «بازاریابی محصولات»، «تجاری­سازی فناوری»، «تبادل دانش»، «نوآوری»، «توسعه پایدار»، «مجوز ثبت اختراع» و«تجاری­سازی». بیشترین فراوانی به دست آمده در بخش هم­واژگانی به ترتیب مربوط است به «مدیریت دانش و انتقال دانش»، «نوآوری و انتقال فناوری» و «نوآوری و انتقال دانش».
نتیجه ­گیری: علاوه بر مؤلفه­های مورد کاربرد در راهبرد جستجو از قبیل: «انتقال دانش»، «انتقال فناوری»، «نوآوری»، «تجاری­سازی» و «پتنت»، موضوعات و مباحث دیگر از قبیل:  «ارتباط دانش و صنعت»، «مدیریت دانش»، «حقوق مالکیت معنوی»، «تحقیق و توسعه»، و «کارآفرینی» در پژوهش­های این حوزه شناخته شد. هم­واژگانی موجود بین واژه­های «نوآوری، انتقال فناوری و انتقال دانش» نشان دهنده رابطه بین تولید دانش در بخش دانشگاهی و انتقال آن به بخش صنعت، و تولید محصولات و همچنین کارآفرینی است. 

علمی پژوهشی

ارزیابی موانع عوامل جریان دانش در کتابخانه های دانشگاهی براساس مدل بلوغ مدیریت دانش

صفحه 67-88

https://doi.org/10.22055/slis.2018.24169.1422

عسگر اکبری، فاطمه نوشین فرد، نجلا حریری

چکیده هدف: هدف اصلی این پژوهش رتبه‌‌بندی کتابخانه‌‌های دانشگاهی براساس مدل بلوغ مدیریت دانش است. روش ­شناسی: روش پژوهش حاضر ترکیبی کیفی و کمی است. جامعه آماری در بخش کیفی، 18 نفر از خبرگان و در بخش کمی در مرحله اول 184 نفر از مدیران کتابخانه‌‌های مرکزی دانشگاه‌‌ها و در مرحله دوم، 35 نفر از اعضای هیأت علمی گروه علم اطلاعات و دانش‌‌شناسی که از بین پاسخ‌‌دهندگان مرحله اول انتخاب شدند حضور داشتند. ابزار جمع‌‌آوری داده‌‌ها پرسشنامه محقق ساخته‌‌ بود. یافته ­ها: در سنجش اهمیت آزمون فریدمن ابعاد جریان دانش با ابعاد دیگر جریان دانش، میانگین رتبه‌‌ی بُعد عوامل مدیریتی 72/5، بُعد منبع دانش 17/5، عوامل سازمانی 67/4، عوامل زمانی 37/4، عوامل کانال‌‌های ارتباطی 22/4، عوامل فردی 21/4، عوامل فنی 92/3 و بُعد ‌ویژگی‌‌های دانش 72/3 می‌‌باشد. در رتبه‌‌بندی کتابخانه‌‌ها با سطوح بلوغ مدیریت دانش، نشان داد که در سطح توسعه؛ بُعد عوامل مدیریتی و فردی، در سطح استانداردسازی؛ بُعد ویژگی‌‌های دانش و کانال‌‌های ارتباطی، در سطح بهینه‌‌سازی؛ بُعد منبع دانش و در سطح نوآوری؛ بُعد عوامل سازمانی و عوامل زمانی دارای موانع می‌‌باشند. برای ویژگی‌‌های دانش و کانال‌‌های ارتباطی مرحله استانداردسازی از بین مراحل جریان دانش ملموس‌‌تر می‌‌باشد. برای منبع دانش، عوامل سازمانی و عوامل فنی بیشترین مانع در سطح چهارم یعنی بهینه‌‌سازی مشاهده می‌‌گردد. نتیجه­ گیری: پژوهش حاضر تنگناهای موجود و میزان موانع در هر سطح از سطوح مدیریت دانش را در کتابخانه‌‌های دانشگاهی مشخص می‌‌کند. عوامل و شاخص‌‌های لازم برای هریک از گام‌‌ها را برای گام بعدی معین می‌‌کند. این کمک شایانی است، برای مدیران تا بتوانند برای رفع موانع مدیریت دانش از آن استفاده نمایند. اما نکته مهم این است که همه موانع عوامل جریان دانش را نمی‌‌توان یکباره برطرف نمود، یا برای همه آن‌‌ها یک برنامه اجرایی طراحی کرد، چون‌‌که مطمئناً این موانع در طول عمر سازمان و عوامل مختلف ایجاد شده‌‌اند.

علمی پژوهشی

تاثیر خلاقیت و سرمایه اجتماعی بر بلوغ مدیریت دانش سازمانی در حوزه فناوری اطلاعات

صفحه 89-104

https://doi.org/10.22055/slis.2020.30174.1627

محمدحسین رونقی

چکیده هدف: مدیریت دانش یک مزیت رقابتی برای سازمان به حساب می‌آید. مدل‌های بلوغ مدیریت دانش به سازمان‌ها جهت ارزیابی پروژه‌های مدیریت دانش و اخذ راهبرد مناسب برای پیشرفت کمک می‌کند. دانش نقش مهمی در دستیابی به اهداف سازمان ایفا می‌کند. دانش به افراد و روابط بین آنها مربوط می‌شود. از همین رو در این پژوهش تأثیر سرمایه اجتماعی بر بلوغ مدیریت دانش و خلاقیت ارزیابی می‌شود.
روش­شناسی: این مطالعه پیمایشی توصیفی است که در آن از ابزار پرسشنامه جهت جمع‌آوری اطلاعات استفاده شده است. از بین مدیران و کارکنان فعال در حوزه فناوری اطلاعات به طور تصادفی 378 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. داده‌های جمع آوری شده با استفاده از معادلات ساختاری و نرم افزار لیزرل تحلیل گردید.
یافته­ها: رابطه همبستگی بین خلاقیت و بلوغ مدیریت دانش (01/0  , p=40/0 r=) خلاقیت و سرمایه اجتماعی (01/0  , p=45/0 r=) سرمایه اجتماعی و بلوغ مدیریت دانش (01/0  , p=58/0 r=) بدست آمد. یافته­های پژوهش نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین سرمایه اجتماعی و میزان بلوغ مدیریت دانش در بین شرکت‌های فناوری اطلاعات وجود دارد بدین مفهوم که توجه به شبکه ها و هنجارهایی که بر رفتار افراد در سازمان حاکم است می تواند بر مدیریت صحیح دانش سازمان به خصوص انتقال دانش بین افراد تأثیر گذار باشد.
 نتیجه ­گیری: نتایج نشان داد که سرمایه اجتماعی تأثیر معناداری بر خلاقیت و بلوغ مدیریت دانش در سازمان‌های حوزه فناوری اطلاعات دارد. ایجاد جو مبتنی بر اعتماد بین کارکنان، بکارگیری اتاق‌های فکر، تالارهای گفت‌وگو، راه اندازی فروم ها و چت روم ها جهت تبادل اطلاعات و تجربیات و برقراری هم اندیشی‌های اجتماعی می تواند زمینه ساز دستیابی به وضعیت مناسب‌تر انتقال، تسهیم و خلق دانش در سازمان شود. همچنین، ایجاد تیم‌های کاری هدفمند و استفاده از رهبر مناسب در تیم، ایجاد پاداش‌های گروهی و ارزیابی عملکرد تیمی می تواند در تقویت تعاملات اجتماعی و در نتیجه ارتقای خلاقیت افراد موثر باشد.

علمی پژوهشی

تأثیر سرمایه‌ی اجتماعی با میانجی‌گری فرهنگ سازمانی بر امکان‌پذیری استقرار مدیریت دانش در کتابخانه‌های عمومی استان خوزستان

صفحه 105-122

https://doi.org/10.22055/slis.2019.25179.1458

منصور کوهی رستمی، محسن حاجی زین‌العابدینی، نگار موری بختیاری

چکیده هدف: هدف پژوهش بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی کتابداران کتابخانه­های عمومی استان خوزستان با میانجی­گری فرهنگ سازمانی بر مدیریت دانش است. روش­شناسی: روش پژوهش پیمایشی است؛ از مدل­یابی معادلات ساختاری(SEM) و روش حداقل مربعات جزئی جهت آزمون فرضیه­ها  و برازندگی مدل استفاده شد. جامعه آماری 380 نفر از کتابداران کتابخانه­های عمومی استان خوزستان است که بر اساس جدول مورگان  181 نفر به عنوان نمونه در پژوهش مشارکت داشتند. ابزار اندازه­گیری سه پرسشنامه، مدیریت دانش Lawson (2003)، سرمایه اجتماعی  Nahapiet, & Ghoshal (1998) و فرهنگ سازمانی (2000)  Denison است. یافته­ها: ضریب مسیر سرمایه اجتماعی بر فرهنگ سازمانی برابر (867/0) است که گویای معناداری تأثیر سرمایه اجتماعی بر فرهنگ سازمانی است. ضریب مسیر بین متغیرهای سرمایه­ی اجتماعی و مدیریت دانش برابر (145/0) است که گویای معناداری تأثیر سرمایه­ی اجتماعی بر مدیریت دانش است. ضریب مسیر بین متغیرهای فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش نیز 783/0 شده است که تأثیر فرهنگ سازمانی بر مدیریت دانش را تأیید می­کنند. همچنین نتایج آزمون تی سوبل نشان می­دهد که فرهنگ سازمانی در رابطه سرمایه­ی اجتماعی و مدیریت دانش نقش میانجی دارد.  نتیجه­گیری: پژوهشگران عوامل گوناگون ساختاری، فرهنگی، تکنولوژیکی، رهبری، منابع انسانی و غیره را زیرساخت مناسب و مورد نیاز برای اجرای موفقیت­آمیز مدیریت دانش معرفی و بررسی کرده­اند که از میان این زیرساخت­ها و توانمندسازهای گوناگون مدیریت دانش، این پژوهش بر نقش حیاتی و تعیین­کننده سرمایه اجتماعی و فرهنگ سازمانی در ارتقای اثربخشی اقدامات مدیریت دانش در کتابخانه­های عمومی استان خوزستان تأکید شده است. 

علمی پژوهشی مدیریت دانش

شناسایی وضعیت مستند سازی تجربیات سازمانی در پژوهشکده‌ها و موسسات پژوهشی کشور

صفحه 123-144

https://doi.org/10.22055/slis.2020.30923.1647

اصغر زمانی

چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی وضعیت مستند­سازی تجربیات سازمانی در پژوهشکده­ها و مؤسسات پژوهشی کشور انجام شده است.
روش­شناسی: این مطالعه یک پژوهش به روش ترکیبی اکتشافی بوده است. ابزار جمع­آوری اطلاعات بخش کیفی، مصاحبه نیمه­ساختاریافته بوده است و مشارکت­کنندگان در بخش کیفی این پژوهش بر اساس نمونه­گیری نظری و با روش زنجیره­ای، از میان خبرگان تجربی آموزش عالی، خبرگان نظری و خبرگان حوزه مستند­سازی تجربیات انتخاب شدند. در بخش کمی از ابزار پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردید. جامعه آماری بخش کمی پژوهش شامل­: روسا و معاونان و مسولان دفاتر روسا و معاونان و مسئولین روابط عمومی پژوهشکده­ها و مؤسسات آموزش عالی تحت پوشش وزارت عتف بود که به­ صورت سرشماری، انتخاب شد و داده­ها بر اساس روش­های آماری توصیفی و آمار استنباطی تحلیل گردید.
یافته­ها: نتایج پژوهش حاکی از آن بود، نگرش افراد با سابقه خدمت بیشتر از ده سال به بالا بهتر از اعضایی است که سابقه خدمت کمتر از 10 سال دارند. همچنین، وضعیت موجود مؤسسات پژوهشی و پژوهشکده­ها از نظر مستند نمودن تجربه به مفهوم اصیل و واقعی منفی می­باشد. اما مستند­سازی مصوبات و مشاوره­های ناشی از تجارب در جلسات شورایی و ... در حد کم انجام می­پذیرد. در خصوص تسهیم دانش ضمنی و تجربیات، نیز محور اصلی، عوامل فردی اعضای مؤسسات پژوهشی به تسهیم دانش سازمانی و تجربه با همکاران است. عوامل سازمانی و برون سازمانی و ... تنها در تسهیم دانش ضمنی و تجربه نقش حمایتی ایفا می­نمایند و این عضو هیات علمی هست که بر اساس توانایی­های دانشی خود و عوامل فردی و شخصیتی، تصمیم­گیرنده نهایی در تسهیم دانش ضمنی می­باشد.
 نتیجه­گیری: مؤسسات پژوهشی و پژوهشگاه­ها نیازمند زیرساخت­های سیاستی و حقوقی برای ایجاد زمینه­های مستند­سازی تجربیات و انجام تسهیم دانش ضمنی هستند. لذا باید تلاش نمود ساز و کاری ایجاد نمود تا ازطریق مستند سازی تجربیات،دانش انباشته در ذهن مدیران و مسئولان دانشگاهی ، پژوهشکده ها و مؤسسات پژوهشی در خصوص موضوعات مختلف ، با مستند سازی ،استخراج گردد تا بتوان ضمن استفاده چند باره از آنها، در بین مدیران و مسئولان جدید نیز تسهیم تجربه و دانش نمود

علمی پژوهشی

امکان‌سنجی استقرار مدیریت دانش از نظر وضعیت زیر ساخت‌های لازم در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

صفحه 145-160

https://doi.org/10.22055/slis.2017.19062.1263

بهجت طاهری، لیلا حسینی، آصفه حدادپور

چکیده هدف: هدف از مقاله حاضر بررسی وضعیت  مؤلفه‌های فرهنگ و ساختار سازمانی، منابع انسانی و فناوری اطلاعات به عنوان زیرساخت های مورد نیاز جهت استقرار مدیریت دانش در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان است.
روش­شناسی: این تحقیق به روش توصیفی پیمایشی انجام شده و جامعه آماری آن را کلیه کارشناسان شاغل در واحدهای ستادی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان تشکیل داد. برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شده و تعداد نمونه 313 نفر به دست آمد. ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته شامل 4 حیطه و 35 سوال بود که از طیف گزینه‌ای لیکرت در آن استفاده شد.  پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از ضریب آلفا کرونباخ 9/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم افزار آماری SPSS ویرایش 21 در دو سطح توصیفی و استنباطی استفاده شد.
یافته­ها: تجزیه و تحلیل داده‌ها حاکی از این بود که از دیدگاه کارشناسان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان هیچ یک از مؤلفه‌های فرهنگ سازمانی، منابع انسانی، ساختارسازمانی و فناوری اطلاعات در وضعیت مناسبی جهت استقرار مدیریت دانش قرار ندارند. همچنین ارتباط مدرک تحصیلی و نوع استخدام با هر یک از این مؤلفه‌ها معنادار نشد (05/0<P).
 نتیجه­گیری: به منظور بهره مند شدن از مزایای بی شمار مدیریت دانش مانند فرصت هایی برای صرفه جویی های اساسی، بهبودهای قابل توجه در عملکرد افراد ، افزایش همکاری‌ها، بهبود مهارت‌های کارکنان، لازم است تقویت این زیرساخت‌ها توسط مدیران و برنامه ریزان دانشگاه علوم پزشکی مورد توجه و عنایت خاص قرار گرفته و استراتژی‌های لازم برای این منظور اتخاذ گردد زیرا در این شرایط اجرای پروژه‌های مدیریت دانش با احتمال شکست بالایی روبرو خواهد شد.

علمی پژوهشی

شناسایی و تحلیل مولفه‌های اصلی مدیریت دانش در بخش عمومی و دولتی کشورها با رویکرد مطالعه تطبیقی

صفحه 161-188

https://doi.org/10.22055/slis.2019.30348.1632

لیلا نامداریان، فرهاد شیرانی، تیمور مرجانی

چکیده هدف: هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیلمؤلفه­های اصلی  استقرار مدیریت دانش در بخش عمومی و دولتی کشور است.
روش­شناسی: در این پژوهش، تجربیات کشورهای  مختلف در زمینه مدیریت دانش در بخش عمومی و دولتی از سه طبقه کشورها با تحقیق و توسعه بالا، کشورها با تحقیق و توسعه متوسط و کشورها با  تحقیق و توسعه پایین انتخاب شدند. به منظور تحلیل تجربیات ، از روش کیفی تحلیل چارچوب استفاده و تلاش شده است با استفاده از کدگذاری،  مؤلفه­های اصلی (مضمون­های اصلی) مدیریت دانش از تجربیات کشورها استخراج شود.
یافته ­ها: یافته­های پژوهش نشان می­دهد، مهمترین مؤلفه­های اصلی استقرار مدیریت دانش در بخش عمومی و دولتی عبارتند از منابع انسانی و آموزش، زیرساخت فناورانه، فرهنگ سازمانی، یادگیری و نوآوری ، و ساختار سازمانی.
 نتیجه ­گیری: برپایه نتایج این پژوهش، تحقق مؤلفه­های شش­گانه استقرار مدیریت دانش در بخش عمومی و دولتی نیازمند انجام برخی اقدامات عملی مرتبط است که در این پژوهش به  آن­ها  اشاره شده است.

علمی پژوهشی

بررسی نقش ابعاد مدیریت دانش در اثربخشی و بهبود عملکرد معلمان شرکت‌کننده در دوره‌های آموزشی: یک مطالعه موردی

صفحه 189-208

https://doi.org/10.22055/slis.2019.27017.1527

محمد جواد ارشادی، رضا رجبعلی بگلو، احسان نجفی عرب

چکیده هدف: در پژوهش حاضر سعی بر آن است که به بررسی رابطه میان ابعاد مختلف مدیریت دانش و نقش این ابعاد در بهبود عملکرد معلمان شرکت‌کننده در دوره‌های آموزشی پرداخته شود.
روش ­شناسی: این تحقیق از نظر دسته‌بندی تحقیقات بر اساس هدف، یک تحقیق کاربردی به شمار می‌آید. داده‌های تحقیق حاضر به‌صورت میدانی از معلمان آموزش و پرورش شهر تهران از چهار منطقه 2، 4، 6، و 12 که شامل نقاط مختلف بر اساس مناطق جغرافیای بود، انتخاب و به کمک پرسشنامه جمع‌آوری شد.
یافته ­ها: یافته‌های پژوهش حاکی از آن بود که ابعاد ترکیب دانش، توزیع دانش، نگهداری دانش و توسعه دانش به همراه متغیرهای توسعه و بهبود معلمان در همه‌ موارد معنا‌دار بود. نتایج نشان داد که نگهداری دانش، توزیع دانش، ترکیب دانش و توسعه دانش به ترتیب دارای بیشترین اهمیت در عملکرد معلمان هستند. این متغیرها در مجموع قادر به پیش‌بینی حدود 5/49 درصد از تغییرات قابلیت‌های معلمان هستند. همچنین نتایج رگرسیون حاکی از آن بود که نگهداری دانش، توسعه دانش، توزیع دانش و ترکیب دانش دارای بیشترین اهمیت در پیش‌بینی مهارت‌های معلمان هستند. این متغیرها در مجموع قادر به پیش‌بینی حدود 8/48 درصد از تغییرات مهارت‌های معلمان هستند. همچنین براساس ساختار شبکه‌ای ANP مشخص شد، از بین ابعاد مدیریت دانش شاخص ترکیب دانش بیشترین وزن را در حوزه اثربخشی دوره‌های آموزشی معلمان به خودش اختصاص داد و به ترتیب توزیع دانش، نگهداری دانش و توسعه دانش بعد از آن قرار گرفت.
 نتیجه­ گیری: محول کردن وظیفه کسب دانش از منابع خارجی به یکی از معلمان در مناطق مختلف آموزشی بمنظور ثبت دانش و تجربه، توسعه دانش‌های جدید برپایه آموخته‌های دوره‌های آموزشی، ذخیره، گزینش و ساماندهی تجربیات حاصل از آموزش‌ها و نیز استفاده از سیستم‌های تشویق و انگیزش بمنظور توسعه دانش کسب شده از مهم‌ترین نتایج این پژوهش به حساب می‌آیند.

علمی پژوهشی

بررسی سطح دانش و اولویت مؤلفه های مدیریت اطلاعات شخصی از نظر دانشجویان: مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه صنعتی خاتم الانبیاء بهبهان

صفحه 209-224

https://doi.org/10.22055/slis.2017.22507.1350

سیده صدیقه طاهرزاده موسویان، زاهد بیگدلی

چکیده هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی سطح دانش مدیریت اطلاعات شخصی و اولویت فعالیت های مدیریت اطلاعات شخصی دانشجویان دانشگاه صنعتی بهبهان است. روش­ شناسی: پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی و  روش آن پیمایشی است. از پرسشنامه شکاری (1394)بر اساس مدل جونزپس از تعیین روایی محتوایی و پایایی آن (89/0 )استفاده گردید. جامعه ی آماری این پژوهش دانشجویان سال چهارم کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه صنعتی خاتم الانبیاء بهبهان بود (340 نفر؛ کارشناسی 95 و کارشناسی ارشد 245 نفر؛ به ترتیب به نسبت یک به 62/2). بر اساس جدول کرجسی و مورگان (Krejci and Morgan, 1970)، 181دانشجو با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه شکاری(Shekari, 2015) است که بر اساس مدل جونز تهیه شده است، اما در پژوهش حاضر بر اولویت فعالیت­های مؤلفه­های هفتگانه مدیریت اطلاعات شخصی تأکید شده است. یافته­ ها: دانشجویان از دانش نسبتاً مطلوبی ( 21/3 (mean= نسبت به مدیریت اطلاعات شخصی برخوردارند. "نگهداشت اطلاعات الکترونیکی" با میانگین رتبه ای 63/2 و "سازماندهی اطلاعات کاغذی" با میانگین رتبه ای 15/3 بیشترین اولویت و "ذخیره اطلاعات الکترونیکی روی ابزارهای جانبی" با میانگین رتبه­ای 16/5  و  "ارزیابی اطلاعات کاغذی" با میانگین رتبه­ای 91/4 کم­ترین اولویت را دارند.  نتیجه­ گیری: دانشجویان از هر دو قالب اطلاعات الکترونیکی و کاعذی استفاده می­کنند و امنیت اطلاعات در هر دو قالب برایشان مهم است. با توجه به یافته­های پژوهش که سطح مدیریت اطلاعات دانشجویان را در حد نسبتاً مطلوب  معلوم داشت، لازم است مهارت­های مدیریت اطلاعات شخصی آموزش داده شود.

علمی پژوهشی

سنجش وضعیت مدیریت دانش مشتری درکتابخانه‌های دانشگاهی (مطالعه موردی: مرکز اطلاع‌رسانی و کتابخانه مرکزی دانشگاه فردوسی مشهد)

صفحه 225-243

https://doi.org/10.22055/slis.2019.28003.1555

نرگس ملکوتی اصل، مجتبی کفاشان کاخکی، مهری پریرخ

چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی وضعیت پیاده‌سازی مدیریت دانش مشتری در محیط کتابخانه مرکزی دانشگاه فردوسی مشهد و ارائه پیشنهادهایی در راستای تصمیم‌گیری‌های مبتنی بر توجه به مدیریت دانش مشتری جهت بهبود کیفیت خدمات، افزایش کارایی و برتری رقابتی کتابخانه‌های دانشگاهی است. روش ­شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و با روش «پیمایشی- ارزیابانه» انجام گرفت. پس از طراحی شاخص‌های اجرای مدیریت دانش مراجعان بر پایه مطالعه اکتشافی و مصاحبه با مسئولین بخش‌های مختلف مرکز اطلاع‌رسانی و کتابخانه مرکزی دانشگاه فردوسی مشهد سیاهه وارسی تدوین و برای تعیین پایایی و روایی در اختیار استادان و خبرگان قرار گرفت. برای پایایی ضریب کاپای فلیس گرفته شد که نشان دهنده پایایی مطلوب سیاهه بود. یافته­ ها: بررسی‌ها نشان داد که از 19 مصداق طراحی‌شده برای دانش درباره مراجعان 8 مورد از آن‌ها در کتابخانه اجرا ‌شده که نشان دهنده وضعیت متوسط کتابخانه مورد مطالعه در مدیریت این نوع دانش مشتری است. همچنین از 26 مصداق طراحی‌شده برای مدیریت دانش از مشتری 12 مورد آن‌ها در این کتابخانه وجود داشت که نشان دهنده وضعیت متوسط اجرای مدیریت این نوع دانش در کتابخانه است. در نهایت از 24 مصداق مربوط به دانش برای مشتری نیز 16 مورد در کتابخانه شناسایی شد. نتیجه­ گیری: یافته‌ها نشان داد که به طور کلی مرکز اطلاع‌رسانی و کتابخانه مرکزی دانشگاه فردوسی مشهد در شرایط متوسطی به سر می‌برد که به نظر می‌رسد مدیریت هر یک از انواع دانش مشتری در این کتابخانه نیازمند بازنگری و توجه بیشتری است تا به وضعیت مناسب با نیاز مخاطبان و شرایط ایده‌آل دست یابد. از این رو، در صورت توجه به پیاده‌سازی مصداق‌های مدیریت دانش مشتری در محیط کتابخانه‌های دانشگاهی می‌توان امیدوار بود که گامی مؤثر در راستای توسعه مدیریت دانش مشتری و در نهایت بهبود کیفیت، کارایی و برتری رقابتی کتابخانه‌های دانشگاهی برداشته خواهد شد.