دوره و شماره: دوره 13، شماره 4، زمستان 1400 
علمی پژوهشی

شناسایی و سطح بندی عوامل مؤثر بر پیاده‌سازی مدیریت دانش با استفاده از مدلسازی ساختاری تفسیری(ISM)، مطالعه موردی: شرکت آب‌جنوب‌شرق اهواز

صفحه 1-16

https://doi.org/10.22055/slis.2021.31752.1669

هادی الهایی، زهره چراغی، منصور کوهی رستمی

چکیده هدف: هدف از اجرای پژوهش حاضر، شناخت و اولویت بندی عوامل مؤثر بر پیاده­سازی مدیریت دانش در شرکت بهره برداری تولید و انتقال آب­جنوب شرق خوزستان بوده است.
روش­شناسی: پژوهش حاضر، از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا، توصیفی- تحلیلی می­باشد. جامعه­ی پژوهش را، 10 نفر از خبرگان (5 نفر از اساتید دانشگاهی حوزه پژوهش) و مدیران شرکت (5 نفر از مدیران با سابقه) تشکیل می­دهد. روش نمونه­گیری و انتخاب جامعه مورد نظر، روش غیر تصادفی هدفمند بوده است و برای گردآوری داده­های مورد نیاز، از مصاحبه ساختاریافته و پرسشنامه استفاده‌ شده است. تحلیل نهایی داده­های پژوهش با استفاده از تکنیک مدلسازی ساختاری تفسیری انجام شده است.
یافته­ها: افته­ها نشان داد که تأثیرپذیرترین عوامل، ساز و کار بحث­های گروهی، پست سازمانی و استفاده از منابع می­باشند. در سطح دوم عامل وجود منابع، قرار گرفته که بر عوامل سطح اول اثر می­گذارد و از عامل سطح سوم اثر می­پذیرد. در سطح سوم عامل تمرکز، قرار دارد. در سطح چهارم چهار عامل زیرساخت فناوری، اعتماد، رهبری و تسهیم دانش قرار گرفته­اند و بالاخره در سطح پنجم عامل مشارکت، قرار دارد. بر اساس مدل به دست آمده، این عامل اثرگذارترین عامل در دراجرای صحیح مدیریت دانش می باشد.
نتیجه گیری: عوامل مؤثر بر پیاده­سازی مدیریت دانش، بر حسب سطح تأثیرگذاری، در اجرای صحیح فرایندهای مرتبط نقش کلیدی دارند. با توجه به مدل نهایی پژوهش می­توان دریافت که تمامی ده عاملی که در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفتند، اگرچه در سطوح با درجات تأثیر متفاوت قرار دارند اما با هم مرتبط هستند. این مدل، عوامل مؤثر بر پیاده­سازی مدیریت دانش در شرکت مورد مطالعه را شناسایی کرده و روابط میان این عوامل را کشف و آن­ها را رتبه بندی کرده است.

علمی پژوهشی کتابخانه های عمومی

تاثیر عوامل شاداب سازی کتابخانه‌ بر جذب کاربران: بررسی دیدگاه کاربران کتابخانه‌های عمومی شهر کرمانشاه

صفحه 17-36

https://doi.org/10.22055/slis.2020.28263.1559

محسن جعفری، امین زارع، محمود مرادی

چکیده هدف: هدف این پژوهش بررسی تأثیر عوامل شاداب‌سازی کتابخانه‌های عمومی بر جذب کاربران در بین مراجعه‌کنندگان کتابخانه‌های عمومی شهر کرمانشاه بود. روش ­شناسی: پژوهش از نوع پژوهش­های کاربردی است که به شیوه توصیفی- پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری مشتمل بر 24087 نفر که شامل 9884 مرد و 14203 زن از اعضای فعال کتابخانه‌های عمومی شهر کرمانشاه است. حجم نمونه مورد نیاز براساس فرمول کوکران و با سطح خطای 5 درصد، 378 نفر بدست آمد. داده‌ها از طریق نرم‌افزار spss[1] تجزیه‌وتحلیل شده و با استفاده از آزمون رگرسیون خطی چندگانه و رگرسیون خطی ساده فرضیات تحقیق مورد آزمون قرار گرفت. یافته ­ها: میانگین نمره تمامی متغیرها بیشتر از حد متوسط بود و بزرگ‌ترین مقدار میانگین به متغیر پیرایش محیطی و کم‌ترین مقدار میانگین به متغیر فضای محیطی تعلق گرفت. در میان پنج عنصر (بعد) شاداب سازی به ترتیب عنصر رفاهی با بالاترین درصد (5/24 درصد) و پس از آن آرایش محیطی (14 درصد)، سپس پیرایش محیطی (10 درصد)، عناصر محیطی (6/9 درصد) ودر آخر فضای محیطی (5/8 درصد)، تغییرات متغیر وابسته (میزان جذب مراجعین) را پیش‌بینی می‌کنند. همچنین یافته‌های استنباطی پژوهش حاکی از آن بود که پیرایش محیطی، آرایش محیطی، فضای محیطی، بخش رفاهی محیطی و عناصر محیطی بر میزان جذب کاربران تأثیرگذار است. نتیجه­ گیری: نتایج پژوهش نشان داد که عوامل شاداب‌سازی کتابخانه‌های عمومی بر افزایش جذب مخاطب در بین کاربران کتابخانه‌های عمومی شهر کرمانشاه تأثیر گذار است و در بین عوامل شاداب‌سازی عنصر بخش رفاهی بیشترین اهمیت را دارد.

علمی پژوهشی

بررسی شکاف بین انتظارات و سودمندی ادراک شده کتابداران کتابخانه‌های عمومی استان خراسان رضوی از قابلیت‏های سامانه مدیریت کتابخانه‏های عمومی کشور (سامان) براساس نظریه انتظار - تایید

صفحه 37-50

https://doi.org/10.22055/slis.2018.18007.1227

مرضیه گلابیان مقدم، ایرج رداد، حسن بهزادی

چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین میزان شکاف بین انتظارات کتابداران از قابلیت‏های سامانه سامان و سودمندی ادارک شده از جانب آن‏ها بر اساس نظریه انتظار- تأیید است.
روش ­شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا، پیمایشی با رویکرد توصیفی - تحلیلی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کتابداران شاغل در نهاد کتابخانه‌های عمومی استان خراسان رضوی هستند که از سامانه سامان استفاده می‌کنند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه‌ای محقق ساخته است که روایی آن با  نظر متخصصان و پایایی آن با آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت.
یافته ­ها: یافته های پژوهش نشان داد که میزان رضایت کتابداران از عملکرد سامانه سامان زیاد است و البته انتظارات آنان از قابلیت‌های این سامانه سامان نیز زیاد است. همچنین، شکاف بین انتظارات کتابداران از قابلیت‌های سامانه سامان و سودمندی ادراک شده از جانب آن‏ها بر اساس نظریه انتظار – تأیید معنی‌دار است و شکاف بین انتظارات کتابداران از هر یک از قابلیت‌های سامانه سامان (نمایش اطلاعات، راهنما، جستجو و بازیابی، ویژگی‏های عمومی و بخش امانت) و سودمندی درک شده نیز معنی‌دار است.
نتیجه­ گیری: طراحان سامانه سامان بهتر است با در نظر گرفتن خواسته‌ها و انتظارات رو به تغییر کتابداران سعی در پر کردن این شکاف و نزدیک کردن هر چه بیشتر قابلیت‏های سامانه به انتظارات کتابداران تلاش نمایند.

علمی پژوهشی مدیریت دانش

ایجاد و بهبود شبکه تبادل دانش ضمنی در آموزش عالی

صفحه 51-69

https://doi.org/10.22055/slis.2021.34442.1773

اصغر زمانی

چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف ارایه الگویی برای ایجاد و بهبود شبکه تبادل دانش ضمنی در آموزش عالی کشور انجام شده است. روش ­شناسی: این مطالعه با روش ترکیبی انجام شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه‏های نیمه ساختاریافته  بود که بر اساس نمونه‏گیری نظری، مشارکت کنندگان از میان خبرگان تجربی آموزش عالی، خبرگان نظری و خبرگان حوزه مستند سازی تجربیات به صورت هدفمند انتخاب شدند. روش تحلیل بخش کیفی روش تماتیک بود. برای حصول اطمینان از روایی مرحله نخست پژوهش، از نظر مشارکت‌کنندگان پژوهش، بررسی همکار و در نهایت بازاندیشی پژوهشگر استفاده شد. برای محاسبه پایایی کدگذاری های انجام شده، از روش پایایی باز آزمون  و روش پایایی توافق بین دو کد گذار استفاده شد. در بخش کمی پژوهش، جامعه آماری عبارت بود از کلیه روسا و معاونان و مسولان دفاتر روسا و معاونان و مسئولین روابط عمومی پژوهشکده ها و موسسات پژوهشی تحت پوشش وزارت علوم تحقیقات و فناوری که برای انجام این مطالعه از سرشماری استفاده گردید. ابزارگردآوری داده های مورد نیاز بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخته بود که برای روایی محتوایی، پرسشنامه در اختیار تعدادی از خبرگان و صاحب نظران و اساتید قرار گرفت و پس از اعمال نظرات اصلاحی آنان، مورد بهره برداری قرار گرفت. برای سنجش پایایی ابزار اندازه گیری از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید. در بخش کمّی برای تحلیل داده‌های گردآوری شده از روش‌های آماری توصیفی و آمار استنباطی استفاده گردید. یافته ­ها: یافته های پژوهش حاکی از آن بود که چهار مرحله اساسی در فرایند ایجاد شبکه تبادل دانش و تجارب و مستندسازی تجربیات سازمانی روسا ومعاونان پژوهشکده ها و موسسات پژوهشی کشور نقش دارند که ستون اصلی الگوی مربوطه را شکل می دهند این مراحل عبارتند از: سیاست گذاری مستند سازی؛ برنامه ریزی مستند سازی؛ اجرای مستند سازی؛ پایش، کنترل، تسهیم. در نهایت، خروجی پژوهش در قالب الگوی مستند سازی تجربیات سازمانی ارایه شد. نتیجه ­گیری: برای ایجاد و بهبود شبکه تبادل دانش ضمنی در آموزش عالی  و مستند سازی تجربیات باید سیاست های سازمانی و فرا سازمانی مورد بررسی و کنکاش واقع شده و در صورت لزوم اصلاح گردند. همچنین چرخه مستند سازی یک تجربه و عمر شبکه تبادل دانش ضمنی هیچ گاه پایان نمی یابد و همواره مورد بازبینی و اصلاح قرار می گیرد.

علمی پژوهشی

بررسی رفتار اطلاعاتی کاربران کتابخانه‌های عمومی در شبکه‌ی جهانی وب: یک مطالعه پدیدارشناسانه

صفحه 70-89

https://doi.org/10.22055/slis.2019.29868.1617

فرامرز سهیلی، سرگل رحیمی

چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی رفتار اطلاعاتی کاربران کتابخانه‌های عمومی شهرستان سقز در شبکه جهانی وب می‌باشد. روش­شناسی: این پژوهش به شیوه پژوهش کیفی پدیدارشناسی و با استفاده از مصاحبه­های عمیق و نیمه ساختار یافته و نمونه­گیری مبتنی بر هدف انجام شده است. جامعه پژوهش کلیه کاربران کتابخانه­های عمومی شهرستان سقز بودند که حجم نمونه این پژوهش براساس معیار اشباع 25 نفر بودند. مکالمات ضبط و سپس دست­نویسی شد و با استفاده از روش درون مایه­ای براون و کلارک تجزیه و تحلیل شد. یافته­ها: طی این پژوهش 5 درونمایه اصلی که هر کدام حاوی تعدادی درون مایه فرعی هستند استخراج شد. درونمایه­ها عبارتند از:  دلایل کارآمدی، عوامل ترغیب­کننده، سواد اطلاعاتی و رسانه­ای، پیامد و محدودیت‌ها. نتایج تحلیل داده‌ها منجر به استخراج پنج درون‌مایه اصلی شد: دلایل کارآمدی، عوامل ترغیب‌کننده، سواد اطلاعاتی و رسانه‌ای، پیامدها، و محدودیت‌ها. مشارکت‌کنندگان اینترنت را ابزاری کارآمد برای صرفه‌جویی در زمان و هزینه، انجام امور مالی و آموزشی، و دسترسی سریع به اطلاعات معرفی کردند. انگیزه‌هایی مانند جذابیت محتوای آنلاین، تنوع اطلاعات، و سهولت انجام تکالیف، از عوامل تقویت‌کننده استفاده از اینترنت بودند. از سوی دیگر، شرکت‌کنندگان ضعف در سواد اطلاعاتی، ناتوانی در ارزیابی منابع و مواجهه با اطلاعات نادرست را چالش‌هایی جدی برشمردند. نتیجه­گیری: نتایج این پژوهش می­تواند برای خود فرد، خانواده­ها و مسئولین جهت برنامه ریزی و سیاستگذاری سودمند باشد. مسئله مهم در این پژوهش لزوم آموزش کاربران جهت آشنایی با جنبه‌های کاربردی مثبت و پیامدهای منفی شبکه جهانی وب برای گزینش آگاهانه منابع و اطلاعات است. و همچنین لزوم افزایش سرعت اینترنت و تعداد کامپیوتر در کتابخانه­های عمومی و ارسال خدمات آگاهی­رسانی جاری، فهرست مندرجات نشریه­های تخصصی و ... به پست الکترونیکی کاربران می­باشد.

علمی پژوهشی

عوامل توانمندسازی کتابداران جهت ایجاد و انتقال دانش (مطالعه موردی دانشگاه-های علوم پزشکی ایران و تهران)

صفحه 90-104

https://doi.org/10.22055/slis.2019.31157.1656

لاله فروتن راد، هاجر زارعی، عصمت مومنی، سید جواد مرتضوی امیری

چکیده چکیده:
مقدمه: ایجاد دانش در سازمان و تبدیل و انتقال آن، به میزان مهارت و توانایی نیروی انسانی ماهر بستگی دارد. موفقیت توانمندسازی کارکنان نیز به عوامل و موانعی بستگی دارند.
هدف: پژوهش حاضر به بررسی عوامل مؤثر بر توانمندسازی کتابداران، جهت ایجاد و انتقال دانش در میان کتابداران دانشگاه‌های علوم پزشکی ایران و تهران، پرداخته است.
روش: این پژوهش از نوع کاربردی و به روش پیمایشی- همبستگی بود. جامعه آماری، تعداد 104 نفر از کتابداران کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی ایران و تهران بودند که به صورت نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از ابزار پرسش‌نامه استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی- استنباطی با آزمون های پیرسون (برای داده-های با توضیع نرمال) و اسپیرمن (برای داده های کیفی اسمی)، و نرم‌افزارهای اس پی اس اس ( نسخه 23) و آموس استفاده گردید.
یافته ها: یافته ها نشان داد که بین عوامل فردی و ایجاد دانش رابطه معناداری وجود دارد. هچنین بین عوامل فردی و انتقال دانش رابطه معناداری وجود ندارد.
نتیجه: نتایج بدست آمده از این پژوهش نشان داد که میان عوامل فردی و گروهی(جنسیت، میزان تحصیلات، احساس اعتماد، و احساس معنی داری) بیشترین تاثیر را بر توانمندسازی کتابداران جهت ایجاد و انتقال دانش داشته است.

علمی پژوهشی

رابطۀ عوامل جمعیت‎شناختی و رفتار برنامه‌ریزی نشده کاربران کتابخانه‌های دانشگاهی

صفحه 105-124

https://doi.org/10.22055/slis.2019.27555.1539

هادی هراتی، فهیمه باب‌الحوائجی، نجلا حریری

چکیده هدف: هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین عوامل جمعیت‎شناختی و رفتار برنامه‌ریزی نشده کاربران در استفاده از منابع و خدمات کتابخانه‌های دانشگاهی است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر کاربردی است که به روش پیمایشی انجام شده است. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه بود. برای سنجش روایی پرسشنامه از روایی صوری و محتوایی و به‌منظور تعیین پایایی پرسشنامه از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شد. جامعه پژوهش شامل دانشجویان عضو کتابخانه‌های مرکزی دانشگاه‌های فردوسی مشهد، شهید چمران اهواز، تبریز، شیراز و پردیس دانشگاه تهران شامل 69351 نفر بودند. پس از تعیین حجم نمونه به تعداد 382 نفر بر اساس جدول کرجسی و مورگان، جهت گردآوری داده‌ها از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای و در داخل هر طبقه به‌صورت تصادفی استفاده شد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS استفاده شد.
یافته‌ها: بر اساس یافته‌های پژوهش، سن، مقطع تحصیلی و میزان مراجعه دانشجویان به کتابخانه‌های دانشگاهی رابطه معناداری با رفتار برنامه‌ریزی‌نشده آن‌ها در استفاده از منابع و خدمات این نوع از کتابخانه‌ها دارد. همچنین تفاوت معناداری بین جنسیت، دانشگاه محل تحصیل و گروه تحصیلی دانشجویان با رفتار برنامه‌ریزی‌نشده آن‌ها در استفاده از منابع و خدمات کتابخانه‌های دانشگاهی وجود نداشت.
نتیجه‌گیری: کتابخانه‌های دانشگاهی باید به‌منظور استفاده بهینه و مؤثر از منابع و خدمات، جذب مخاطب و افزایش سطح آگاهی و اطلاعات عمومی مراجعان به عوامل جمعیت‌شناختی مؤثر بر رفتار برنامه‌ریزی نشده مراجعان توجه ویژه‌ای داشته باشند.

علمی پژوهشی

بررسی نقش میانجی کیفیت بر رابطه بین ویژگی های کاربران و استفاده از سیستم اتوماسیون اداری دانشگاه علوم پزشکی لرستان

صفحه 125-140

https://doi.org/10.22055/slis.2019.22443.1349

سیمین رضائی، محمدرضا فرهادپور

چکیده هدف: هدف بررسی رابطه بین ویژگیهای کاربران و استفاده از سیستم اتوماسیون اداری با توجه به نقش میانجی کیفیت سیستم است.
روش: مطالعه کاربردی و روش پیمایشی تحلیلی است.جامعه پژوهش کاربران سیستم به تعداد10082نفر بود. با استفاده از جدول مورگان 384 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از ابزار پرسشنامه پایا (%94=α) گردآوری شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد که به لحاظ ویژگیهای کاربران وضعیت نگرش (90 درصد)، لذت (4/94 درصد)، اعتماد (76 درصد) و انتظارات از فناوری اطلاعات (91/2 درصد)؛ به لحاظ وضعیت کیفیت سامانه (79 درصد)، کیفیت اطلاعات (81 درصد) و کیفیت خدمات (73 درصد)؛ و به لحاظ استفاده از سیستم اتوماسیون (83 درصد)و مقادیر مشاهده شده در سطح (01/0>P)معنیدار و بیشتر از حد متوسط (3) است. همچنین مولفه های کیفیت سیستم بر رابطه بین ویژگیهای کاربران و استفاده از سیستم تاثیر دارد.
نتیجه گیری: نتیجه این که کاربران و سیستم اطلاعاتی در سازمان انگاره غیرمرتبط نیستند و توجه به ویژگیهای کاربران میتواند زمینه استفاده بهتر از سیستم و موفقیت آن را فراهم کند.

علمی پژوهشی

بازدارنده های فراسازمانی رشد ظرفیت پدیدۀ نظریه‌پردازی در دانشگاه های ایران: موردکاوی دانشگاه تربیت مدرس

صفحه 141-160

https://doi.org/10.22055/slis.2019.30152.1625

محمد حسن زاده، بهروز رسولی، المیرا کریمی

چکیده هدف: نظر به اهمیت نظریه‌پردازی در مسیر توسعه و پیشرفت علمی، در اسناد بالادستی در پیوند با علم، فناوری، و نوآوری در ایران توجه خاصی به آن شده است. ولی به نظر می‌رسد علیرغم توجه به این پدیده در ایران، هنوز نظریه‌پردازی نتوانسته است رشد و پیشرفت چشم‌گیری داشته باشد. هدف از این پژوهش واکاوی موانع فراسازمانی کلیدی رشد ظرفیت نظریه‌پردازی در کشور است.
روش‌شناسی: فلسفۀ تفسیرگرایی با آمیزه‌ای از عمل‌گرایی جهان‌بینی این پژوهش است. قوم‌نگاری با آمیزه‌ای از گراندد تئوری نیز روشی است که برای پاسخگویی به پرسش‌های پژوهش انتخاب شده است. برای گردآوری داده‌ها، با 12 خبره در دانشگاه تربیت مدرس مصاحبه شده، مصاحبه‌های پیاده‌سازی و در نرم‌افزار «مکس کیو. دی. ای.» تحلیل، کدگذاری، و مقوله‌بندی شده‌اند.
یافته‌ها: به شکل جامع می‌توان موانع پیشرفت نظریه‌پردازی را به دو گروه سازمانی و فراسازمانی دسته‌بندی کرد. از آنجا که تمرکز این پژوهش بر موانع فراسازمانی است، این موانع را می‌توان در هفت دستۀ کلی، یعنی شامل پیوند ضعیف علم با جامعه، مشکلات اقتصادی کشور، مدیریت ناکارآمد آموزش عالی، ناکارآمدی آموزش عالی، دشواری نظریه‌پردازی، سیاست‌گذاری نادرست آموزشی، و سیاست‌گذاری نادرست پژوهشی سازماندهی کرد.
اصالت: نظریه‌پردازی از پدیده‌های کلیدی آموزش عالی است که نباید از رشد و گسترش آن غافل شد؛ نخستین گام برای تحقق این پدیده شناسایی موانعی است که رشد آن را کند می‌سازند. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی انجام شده که دیدی ژرف از موانع نظریه‌پردازی به دست می‌دهد و دسته‌بندی تازه‌ای مطرح می‌کند که سیاست‌گذاری را در این زمینه عملی می‌سازد.